4 - پيدايش حوادث زمانى ملازم با حدوث تغيير در جواهر و يا اعراض است
اصل ديگرى كه از آنچه گفته آمد به دست مىآيد ، آن است كه حدوث و پيدايش يك پديدهء جوهرى هميشه ملازم با تغيير و تحوّل در صورت است و حدوث و پيدايش يك پديدهء عرضى همواره ملازم با تغيير حالت مىباشد . يعنى آمدن صورت جديد ، توأم با رفتن صورت پيشين و آمدن عرض جديد همراه با رفتن عرض پيشين است . اين بدان خاطر است كه هميشه چيزى تبديل به چيز ديگر مىگردد و چنين نيست كه اشيا ابتداءً و بدون هيچ سابقهاى بهوجود آيند .
5 - ماده همواره قائم به يك صورت است
از آنجا كه مادهء قوهء محض است و قوهء در وجود و تحصل خود نيازمند يك فعليت مىباشد ، ماده همواره قائم به صورتى است كه مقوم آن مىباشد . البته اين نياز و احتياج ، نياز به يك صورت خاص و معين نيست ، بلكه به اصل صورت و فعليت است ؛ به همين دليل صورتهاى گوناگون و متكثر به نحو علىالبدل با ماده اتحاد مىيابند و مايهء بقاى هستى آن مىگردند .
6 - قوه بر فعليت خاص تقدم زمانى دارد ، اما مطلق فعليت بر قوه به جميع انحاى تقدم ، تقدم دارد
آنچه مستقيماً از مطالب اين فصل نتيجه گرفته مىشود آن است كه قوهء يك شىء ، تقدم زمانى بر فعليت آن شىء دارد و نيز مادهء يك شىء تقدم زمانى بر صورت آن شىء دارد . اما تقدم زمانى قوه بر فعل در صورتى است كه قوهء شىء را با فعليت همان شىء در نظر بگيريم ، ولى اگر قوهء يك شىء با مطلق فعليت در نظر بگيريم ، خواهيم ديد كه فعليت به همهء انحاى تقدم ، بر قوهء شىء تقدم دارد .