تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
است و از آن مادّه و در آن ، چيز تازه‌اى به وجود مىآيد . روش مؤلف قدس سره براى اثبات اين اصل بدين صورت بود كه ابتدا ثابت كرد هر حادث زمانى مسبوق به قوهء وجود آن است ؛ آن‌گاه با توجه اين‌كه اين قوه ، يك امر عرضى است ، كه نيازمند يك جوهر است ، نتيجه گرفت كه هر حادث زمانى ، مسبوق به جوهرى است كه حامل قوهء وجود آن مىباشد و آن جوهر ، ماده ناميده مىشود . سپس ويژگىها و خصوصيات اين ماده را برشمرد .

2 - مادهء حوادث زمانى يكى است

در طى اين فصل بيان شد كه ماده ، قوهء محض است و همواره بايد بر يك فعليت تكيه زند و در سايهء وجود آن ، تحقق و تحصيل يابد . اما اين فعليت ، به مقتضاى قانون حركت و تحوّل همگانى ، ثابت و پايدار نمىماند ، بلكه جاى خود را به فعليت ديگر مىدهد : دائماً فعليتى مىرود و فعليت ديگرى مىآيد و در جاى آن مىنشيند . با اين حركت و تحول ، زنجيره‌اى از حوادث و پديده‌ها متوالياً به وجود مىآيد . و گفته شد كه مادهء اين حوادث امرى ثابت و مشترك ميان آنهاست ؛ چنين نيست كه با رفتن يك صورت و يك فعليت ، مادهء آن صورت نيز زايل گردد و همراه با حدوث فعليت جديد ، مادهء جديدى حادث شود ، چه در اين صورت لازم مىآيد با حدوث هر پديدهء مادى ، بىنهايت ماده و قوه تحقق يابد و اين پذيرفتنى نيست . « 1 »

3 - نسبت ماده به قوه ، نسبت مبهم به معين است

مؤلف قدس سره در موارد متعددى به اين مطلب اشاره كرده‌اند كه نسبت ماده به قوه ،
هامش
( 1 ) . در اين‌جا مطلب ديگرى نيز هست و آن اين‌كه : مادهء همهء موجودات مادى يكى است . يعنى كل عالم ماده يك هيولا و يك ماده بيشتر ندارد . كثرتى كه هيولا و ماده به آن متصف مىشود ، در واقع وصف براى صورت‌هاى طارى بر آن است