مىشود ، صورت آبى خويش را از دست داده - همان صورتى كه مادهء حمل كنندهء صورت بخارى به آن متكى بود - و صورت بخارى جاى آن قرار مىگيرد ؛ از اين پس ، مادهاى كه حامل امكان آن بود ، به آن متكى مىگردد .
[ مطلب ديگر آنكه ] مادهء فعليت جديد كه پديد آمده و مادهء فعليت پيشين كه از بين رفته يكى مىباشد ، چرا كه در غير اين صورت ، بايد آن ماده هم زمان با پديد آمدن فعليت جديد ، به وجود آمده باشد ، در اين صورت ، امكان ديگرى و نيز مادهء ديگرى را مىطلبيد و اين روند همچنان ادامه پيدا مىكرد ؛ در نتيجه براى پيدايش يك پديده مواد و امكانهاى بىشمارى نياز بود و اين محال است . نظير همين اشكال در فرض حدوث زمانى ماده نيز مطرح مىشود .
شرح و تفسير
گفتيم امكان استعدادى و قوهء وجود شىء ، امرى عرضى است و وجودش متكى و وابسته به غير مىباشد . اكنون مىخواهيم ببينيم موضوع اين عرض ، كه ماده ناميده مىشود ، چيست ؟ و چه ويژگىهايى دارد .
1 - حيثيت ماده ، حيثيت قوهء محض است
مهمترين ويژگى ماده آن است كه جوهرى است كه حيثيتش ، حيثيت قوه « 1 » ، قبول و پذيرش است ؛ يعنى جوهرى است كه چيزى نيست جز آنكه مىتواند چيزى را بپذيرد و صورت آن را به خود بگيرد . به ديگر سخن : ماده جوهرى است كه هيچ فعليتى ندارد ، جز فعليت قبول و پذيرش . دليل آن است كه ماده در واقع حامل استعداد وجود شىء يا اشياى ديگر است ؛ يعنى چيزى است كه شىء يا اشياى ديگر
هامش
( 1 ) . قوه معناى عامى دارد كه هم بر امكان استعدادى ، كه يك عرض است ، اطلاق مىشود و هم بر هيولاى اولى ، كهجوهر مىباشد