تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
بودن است ، مانند : وجود و اوصاف حقيقى آن ، چون وحدت و فعليت و ديگر اوصافش ؛ در اين صورت به ذهن نخواهد آمد و گرنه انقلاب در حقيقت آن رخ مىدهد ؛ و يا از مفاهيمى است كه حيثيت مصداق آنها حيثيت در ذهن بودن است ، مانند مفهوم كلى ، جنس و نوع . در اين صورت ، در خارج تحقق نخواهد يافت و گرنه انقلاب در حقيقت آن به وجود مىآيد . اين مفاهيم را ذهن با فعاليت خاصى مىسازد و بر مصاديقشان منطبق مىكند ، اما نه مانند تطبيق ماهيت و حمل آن بر افرادش ، به گونه‌اى كه در حدّ آن مصاديق قرار گيرد . شرح و تفسير در اين فصل تقسيم ديگرى در مورد علم حصولى اجرا مىشود ؛ يعنى تقسيم علم حصولى به علوم حقيقى و علوم اعتبارى . اما بايد دانست كه مقسم در اين تقسيم مطلق علم حصولى ، اعم از تصور و تصديق نيست ، بلكه مقسمْ خصوص « تصورات » است ؛ آن‌هم نه مطلق تصورات ، اعم ازحسى ، خيالى و عقلى ، بلكه مقسمْ خصوص تصورات عقلى و به ديگر سخن « معقولات » است ، كه مفاهيمى كلى مىباشند . در حقيقت موضوع بحث در اين فصل « معقولات » است ، كه به معقولات اولى ( / مفاهيم ماهوى ) و معقولات ثانوى ( / اعم ازمعقولات ثانوى منطقى و فلسفى ) منقسم مىشود .

مفاهيم حقيقى

مفهوم حقيقى ، مفهومى است كه هم مىتواند در خارج موجود شود و هم مىتواند در ذهن تحقق يابد ؛ يعنى گاهى يك موجود خارجى است كه منشأ آثار است و گاهى موجود ذهنى است كه فاقد آثار مىباشد ؛ مانند مفهوم آب و آتش و انسان و سفيدى و سياهى . لازمهء ويژگى ياد شده آن است كه نسبت چنين مفاهيمى به وجود خارجى و