تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
خاص و رنگ خاص دارد . پس فرد يك ماهيت همان ماهيت است ، اما مشروط به يك سرى خصوصيات فردى و چون مفاهيم اعتبارى ، عين مصاديقشان نيستند ، رابطهء ميان آنها با مصاديقشان را نمىتوان رابطهء مفهوم با فرد به شمار آورد . تكميل بحث : مؤلف قدس سره در نهاية الحكمه قسم سومى نيز براى مفاهيم اعتبارى ذكر كرده است ، كه آن‌هم در زمرهء « معقولات ثانوى فلسفى » مندرج مىشود و آن عبارت است از مفاهيمى كه حيثيت مصداقشان حيثيت عدم تحقق در خارج است ، مانند عدم . چنين مفاهيمى نيز هرگز وارد ذهن نخواهد شد ، زيرا ورود آنها در ذهن مستلزم انقلاب مىباشد ؛ انقلاب به چيزى كه قابل وجود خارجى است . حاصل آن‌كه : مفاهيم اعتبارى ، امورى ذهنى و معلوم براى ما مىباشند ، اما مصداقشان يا خارجى محض است كه هرگز وارد ذهن نتواند شد ، مانند وجود و امور ملحق به آن و يا بطلان صرف است ، كه نه وارد ذهن تواند شد و نه در خارج تحقق خواهد يافت ، مانند عدم و يا ذهنىِ صرف است كه راهى به سوى وجود خارجى ندارد و فقط در ذهن تحقق مىيابد ، مانند كلى .

حاصل سخن به بيانى ديگر

آن‌چه را مؤلف بزرگوار قدس سره در اين قسمت بيان كرده‌اند ، مىتوان بدين صورت تقرير كرد : مفاهيم حقيقى امورى هستند كه حيثيت مصداقشان نه عين حيثيت وجود خارجى است ، نه عين حيثيت عدم و نه عين حيثيت وجود ذهنى . ازاين‌رو ، هم مىتوانند در خارج موجود شوند و هم در ذهن . اما مفاهيم اعتبارى ، بر خلاف مفاهيم حقيقى ، حيثيت مصداقشان از سه حال بيرون نيست : يا عين حيثيت بودن در خارج است ، يا عين حيثيت نبودن در خارج است و يا عين حيثيت بودن در ذهن مىباشد .