متعدد نيز براى اثبات آن اقامه شده است . البته در اين موارد ، دليلى كه اقامه مىشود در واقع « تنبيه » بر يك امر بديهى خواهد بود .
سرّ اين مطلب آن است كه تصور بديهى ، بسيط مىباشد و اساساً رمز بداهت يك تصور همان بساطت آن است « 1 » و وقتى مفهومى بسيط بود ، نه تنها نياز به تعريف ندارد ، بلكه اساساً تعريف آن امكانناپذير خواهد بود ، زيرا تعريف يك شىء جز با تجزيه و تحليل مفهوم آن شىء به اجزا و عناصر اوليهء آن صورت نمىگيرد .
اقسام تصديقات بديهى
در منطق اقسام تصديقات بديهى بهطور مشروح بيان شده ، كه اجمالش چنين است :
1 - محسوسات :
قضايايى است كه تصديق به آنها منوط به احساس مىباشد ؛ مانند تصديق به اينكه : اكنون هوا گرم است و اين پارچه نرم است .
2 - متواترات :
قضايايى است كه در اثر اخبار گروه كثيرى از مردم كه توافقشان بر كذب محال مىباشد و نيز احتمال خطا و اشتباه در همهء آنها راه ندارد ، انسان آنها را پذيرفته و باور كرده است ؛ مانند تصديق به نزول قرآن بر رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله .
3 - تجربيات :
قضايايى است كه در اثر مشاهدات مكرر ، انسان بدان اذعان مىكند و آن را مىپذيرد ؛ همانند اذعان به اينكه : هر آتشى گرم است .
4 - فطريات :
قضايايى است كه تصديق به آنها به واسطهء اذعان به قضاياى ديگر صورت مىگيرد ، اما آن قضايا هميشه در ذهن حاضرند و ترتيب آنها نياز به انديشه و نظر ندارد . به ديگر سخن : قضيهء فطرى قضيهاى است كه دليلش هميشه همراه آن در
هامش
( 1 ) . ما در گذشته در اين باره بحث كردهايم و اعادهء آن در اينجا لزومى ندارد ( ر . ك : ج 1 ، ص 21 و ص 295 و 296 )