گفت : عقل بالفعل ، استعداد حاضر كردن معقولات نظرى پس از حصول آن معقولات است .
عقل در آخرين سير تكاملى خود به مرتبهاى مىرسد كه تمام معقولات بديهى و نظرى را كه به دست آورده و مطابق با جهان خارج است ، تعقل مىكند . تفاوت اساسى ميان اين مرتبه با مرتبهء پيشين در آن است كه در مرتبهء پيشين ، اگرچه عقل علوم فراوانى را كسب كرده است ، اما اين علوم در او « حضور » ندارد ؛ يعنى چنين نيست كه همه با هم در صفحهء نفس حاضر باشد و انسان به همهء آنها با هم التفات و توجه داشته باشد ، بلكه تنها اين قدرت را دارد كه هرگاه بخواهد ، مىتواند آنها را استحضار كند . اما در اين مرتبه عقل به مقامى مىرسد كه همهء علوم كسب شده بالفعل در آن حاضرند و عقل به همهء آنها التفات و توجه دارد . عقل در اين مرتبه « عقل مستفاد » خوانده مىشود ، زيرا عقل در اين مرتبه علوم خود را از « عقل فعال » استفاده مىكند .
مؤلف قدس سره تصريح مىكند كه انسان هنگامى بدين مقام مىرسد كه تجردش تام شده باشد و تدبير بدن ، او را از ادراك معقولات مشغول نسازد :
پس اگر نفس به مرحلهء تجرد تام رسد و تدبير بدن وى را مشغول نسازد همهء تعقلها به عقل اجمالى ، بهطور بالفعل نزد وى حاصل مىآيد و او عقل مستفاد مىگردد . « 1 »
بيان محقق سبزوارى در مراتب چهارگانهء عقل
محقق سبزوارى سخن رسايى در بيان مراتب چهارگانه عقل دارد كه حاصلش چنين است : عقل از دو حال بيرون نيست : يا قوه و استعداد در آن هست و يا هيچ قوه و استعدادى ندارد ، بلكه فعليت محض است . در صورت اخير عقل ، عقل مستفاد خوانده مىشود .
هامش
( 1 ) . نهاية الحكمه ، فصل دوازدهم از مرحلهء يازدهم