تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
زمان‌مند بودن يك شىء دقيقاً حاكى از تحول درونىِ دائمى و پيوسته آن شىء است . حاصل آن‌كه : تغيير و تحول لازمهء لاينفك امور مادى است . 2 - علم يك حقيقت ثابت است و به هيچ روى قابليت تغيير و تحول ندارد . اين يك امر وجدانى است كه صورت علمى - از آن جهت كه صورت علمى است - قابليت تغيير و تحول ندارد . ممكن است گفته شود : ما مىتوانيم در ذهن خود خطى ترسيم كنيم كه به مرور طولش افزايش يابد و يا مىتوانيم يك صفحهء كاغذ را تصور كنيم و آن‌گاه آن را دو نيم سازيم و يا مىتوانيم انسانى را تصور كنيم كه از نقطه‌اى به نقطهء ديگر حركت مىكند و همهء اينها نمونه هايى از وقوع تغيير دگرگونى در صورت علمى است . در پاسخ مىگوييم : در همهء اين موارد در حقيقت صورتى پس از صورت ديگر حادث مىشود و در عين حال صورت پيشين باقى مىماند ، نه آن‌كه صورتى به صورتى تبديل شده باشد . ما در اين موارد هر لحظه صورتى را حادث مىكنيم و صورت پيشين را نيز در خود نگاه مىداريم و حفظ مىكنيم . پس چنين نيست كه صورت پيشين حامل قوهء صورت پسين باشد و آن‌گاه آن قوه به فعليت برسد . نكتهء مهمى كه در اين باب بايد بدان توجه كرد ، مسئلهء تذكر و يادآورى است . ما مى توانيم صورت شخصى را كه ده سال پيش او را ديده‌ايم به ياد آوريم و هنگام يادآورى مىيابيم كه اين همان صورتى است كه ده سال پيش ديده‌ايم . اين نشان مىدهد كه صورت علمى ياد شده از گزند تغيير و تحول مصون بوده و در قيد زمان نيست و گرنه چگونه مىتوانستيم آن را دوباره بعينه در صفحهء نفس حاضر كنيم و ادراكش نماييم . مؤلف قدس سره در اين باره مىگويد : در مورد علم تنها يك نگاه كافى است ، اگر باريك بينى كرده و با وجدان صاف بيازماييم ، خواهيم ديد صورت علمى و تغير با هم هيچ‌گونه سازش ندارند ؛ به عبارت