آثار نفسانى ، قواى نفسانى گفته مىشود ؛ چنانكه به مبادى آثارى كه از اشياى طبيعى صادر مىشود ، قواى طبيعى اطلاق مىشود .
مؤلف قدس سره در بارهء معناى قوه و تطورات آن مىگويد :
چنين مىنمايد كه قوه در آغاز به معناى مبدأ كارهاى دشوار و سخت [ / نيرومندى ] بوده است ؛ يعنى شىء به گونهاى باشد كه افعال سخت و دشوار از آن صدور يابد [ و بنابر همين معنا بر كسى كه نيرومند است ، « قوى » اطلاق مىشود و مىگويند : « آن شخص داراى قوت است . » ]
و سپس در معناى آن توسعه داده شد و بر مبدأ انفعالهاى سخت و دشوار نيز « قوه » اطلاق شد . قوه در اين اطلاق به معناى آن است كه شىء به گونهاى است كه به سختى و دشوارى تحت تأثير عوامل بيرونى واقع مىشود و به سختى منفعل مىگردد . گويا توهّم شده است همانگونه كه فعل و تأثير يك اثر موجود در فاعل است [ و داراى مبدأ مىباشد ] ، انفعال نيز اثرى است كه در مبدأش موجود مىباشد [ قوه در اين اطلاق به معناى « مقاومت در برابر عامل خارجى » است - مانند مقاوم بودن بدن در برابر بيمارى و مقاوم بودن آهن در برابر ضرباتى كه بر آن وارد مىشود - به گمان آنكه چيزى در منفعل هست كه مانع از انفعال سريع آن مىشود و آن را در برابر تأثيرهاى خارجى ، نيرومند مىسازد . قوه در اين اطلاق در برابر « لاقوه » است و آنها دو نوع از كيفيت استعدادى شمرده مىشوند . ]
بار ديگر نيز در معناى قوه توسعه دادند و آنرا بر مطلق مبدأ انفعال اطلاق كردند ، اگرچه سخت و دشوار نباشد ، به گمان آنكه [ انفعال مقول به تشكيك است ، و ] دشوارى انفعال و آسانى آن از يك سنخ بوده و اختلافشان تنها در شدت و ضعف مىباشد . بر اساس اين توسعه در معناى قوه ، در ميان مردم متداول است كه مىگويند :
در قوهء فلان شىء است كه به شىء ديگر تبديل شود . و نيز مىگويند : فلان امر ، در اين شىء بالقوه موجود است [ ؛ مثلًا بوتهء گندم بالقوه در دانهء گندم موجود است . ]
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 227
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٢٧