صدور مىيابد . قسم نخست را حركت ارادى يا نفسانى مىنامند ؛ مانند حركات اختيارى انسان و حيوان .
نوع دوم نيز خود بر دو قسم است : گاهى حركتى كه بدون اراده و اختيار از فاعل سر مىزند مطابق با طبيعت اوليهء آن است و آن حركت بدون آنكه نيرويى از خارج بر فاعل وارد شود ، از آن صدور مىيابد و گاهى چنين نيست ، بلكه حركت در اثر قهر و غلبهء نيروى بيرونى و عامل خارجى بر جسم تحميل مىشود . در صورت نخست حركت را طبيعى و در صورت دوم آن را حركت قسرى مىنامند . وقتى جسمى از بالا به پايين سقوط مىكند ، حركتش طبيعى است ، اما وقتى از پايين به بالا پرتاب مىشود حركتش قسرى است ؛ وقتى جسم سبك از زير آب به روى آب مىآيد حركتش طبيعى است ، اما وقتى با فشار آن را به داخل آب فرو مىبريم ، حركتش قسرى است .
وقتى گياه رشد و نمو مىكند حركتش طبيعى است ، اما وقتى در اثر تابش شديد نور آفتاب مىسوزد و خشك مىشود حركتش قسرى است .
حركت بالذات و حركت بالعرض
در اين قسمت مطلبى كه نياز به شرح و تفسير داشته باشد ، وجود ندارد ، مگر عبارت : « ويلحق بها بوجه الحركة بالعرض » كه توضيحش بدين قرار است :
فلاسفه حركت را بر دو قسم دانستهاند : 1 - تحركت بالذات يا حركت ذاتى .
2 - حركت بالعرض يا حركت عرضى . مقصود از حركت ذاتى حركتى است كه وصف براى خود متحرك است ، بىآنكه متحرك در اتصاف به آن نياز به واسطهء در عروض داشته باشد . به ديگر سخن : حركت ذاتى آن است كه حقيقتاً به شىء نسبت داده مىشود . اما حركت عرضى ، آن است كه اسنادش به متحرك مجازى است و وصف به حال متعلق موصوف مىباشد .
محقق سبزوارى مىگويد : وقتى مسافرى در كشتىِ ( در حال حركت ) نشسته