معانى گوناگون دارد ، كه به پارهاى از آنها اشاره مىشود :
1 - سرعت به معناى جريان ، سيلان و گذرايى . مؤلف قدس سره در پايان همين فصل بدين معنا اشاره مىكند و سرعت بدين معنا را ويژگى همهء حركات به شمار مىآورد .
2 - مفهومى كه از نسبت مسافت حركت به زمان حركت به دست مىآيد ؛ مانند آنجا كه گفته مىشود : اتومبيل با سرعت 40 كيلومتر در ساعت حركت مىكند . هر حركتى براى خود سرعت خاصى دارد كه مىتوان آن را تعيين نمود . آبى كه گرم مىشود ، جسمى كه رنگش تغيير مىكند ، همه و همه ، سرعت خاصى دارند .
3 - سرعت به معناى « تند شدن » حركت ، كه به آن « شتاب » نيزگفته مىشود . از اين جهت حركات بر سه دستهاند : الف - حركات تند شونده ، كه سرعت آن ( سرعت به معناى دوم ) به تدريج افزايش مىيابد . ب - حركات كند شونده ، كه سرعت آن به تدريجى كاهش مىيابد . ج - حركات يك نواخت ، كه سرعت آنها ثابت است .
4 - سرعت به معناى پيمودن مسافت زياد در زمان كم ، در برابر بطؤ به معناى طى مسافت كم در زمان زياد .
آنچه مؤلف قدس سره در اين قسمت در بارهء « سرعت » بيان كرده است ، بيان معناى اخير آن است ، كه روشن است و نياز به توضيح ندارد .
منشأ بطؤ تخلل سكون نيست
قالوا : إن البطؤَ ليس بتخلل السكونِ ، بأن تكونَ الحركةُ كلَّما كان تخلُلُ السكونِ فيها أكثرَ كانتْ أبطأ ، و كلَّما كان أقلَّ كانتْ أسرعَ ؛ و ذلك لا تصالِ الحركةِ بامتزاجِ القوّةِ والفعلِ فيها ، فلا سبيلَ إلى تخللِ السكونِ فيها .
ترجمه
گفتهاند : كندى به واسطهء قرار گرفتن سكون ميان حركت نيست ، به اين شكل كه هر