ذهن دو كشش و دو امتداد تشخيص مىدهد : يكى امتداد مكانى ( ده متر ) و ديگرى امتداد زمانى ( ده ثانيه ) . اين دو امتداد به نحوى بر يكديگر انطباق دارند ، يعنى مىتوان گفت : گلوله در يك قطعهء زمانى به طول ده ثانيه ، در يك قطعهء مكانى به طول ده متر قرار دارد . حال اگر آن قطعهء زمان را به دو قطعهء كوچكتر تقسيم كنيم ، آن قطعهء مكان نيز به دو جزء كوچكتر تقسيم خواهد شد ؛ يعنى گلوله در زمانى كمتر از ده ثانيه ( مثلًا يك ثانيه ) در مسافتى كمتر از دهمتر ( مثلًا يك متر ، در جايى كه حركت يك نواخت باشد ) قرار دارد .
اين واقعيت خارجى را به دو صورت مىتوان تعبير و تفسير كرد :
1 - اينكه بگوييم : معناى اينكه گلوله در قطعهاى از زمان در قطعهاى ازمسافت قراردارد ، اين است كه گلوله در آن قطعه از زمان ، در فاصلهء ميان مبدأ و منتهاى آن مسافت مىباشد ؛ اين بودن به اين نحو است كه هر « آن » در يك « حد » و در يك نقطه از مسافت است ؛ بهطورى كه در « آن » قبل يا « آن » بعد در آن « حد » و در آن نقطه نيست .
گلوله تا وقتى ساكن است ، در آنات متعدد در يك نقطه قرار دارد ، اما وقتى در حال حركت است ، هر « آن » در يك حدّ مىباشد و آن به آن حدود مسافت ، كه گلوله در آن واقع است ، تغيير مىكند . طبق اين تفسير ، حركت گلوله عبارت است از « توسط » يا « ميان مبدأ ومنتها بودن » و اين همان « حركت توسطى » است .
2 - تفسير ديگر : معناى اينكه گلوله در قطعهاى اززمان در قطعهاى ازمسافت قرار دارد ، اين است كه گلوله در تمام آن قطعه از زمان در تمام آن قطعه ازمسافت قرار دارد ، به نحوى كه مبدأ اين « بودن در آن مسافت » بر « مبدأ آن زمان » منطبق است و منتهايش بر منتهاى آن منطبق مىباشد و وسطش بر وسط آن و تمامش بر تمام آن . اين حركت قطعى است . بنابراين ، حركت قطعى عبارت است از : « بودن گلوله در تمام ده ثانيه در تمام ده متر » .
بنابراين ، حركت توسطى امرى بسيط و بىكشش است كه از اول تا آخر زمان باقى
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 102
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٠٢