2 - تركيب ماده و صورت تركيب اتحادى است ، نه انضمامى ، يعنى چنين نيست كه ماده و صورت هر يك وجودى براى خود داشته باشند و آنگاه به يك ديگر ضميمه شوند و از انضمام آنها يك نوع مادى پديد آيد .
يك نكته
ترتيبى كه ما در شرح مطالب اين فصل برگزيديم ، با ترتيب متن تفاوت دارد . در متن كتاب مطالب به اين صورت آمده است :
ابتدا بيان شده است كه اجزاى ماهيت نوعى به طور كلى - خواه آن ماهيت نوعى ، بسيط باشد و خواه مركب - در خارج موجود به يك وجود است . مقصود مؤلف از اجزاى ماهيت نوعى ، همان جنس و فصل است ، زيرا در تعليل اين مطلب آوردهاند :
« چون هر يك از اين اجزا به حمل اولى بر نوع حمل مىشوند » . سپس متذكر مىشوند :
هر يك از جنس و فصل مفهوماً با يك ديگر مغايرند و هر كدام در مقايسه با ديگرى يك امر عرضى و زايد بر ذات آن مىباشد .
در قسمت دوم مولف قدس سره مىگويد : سرّ اينكه فلاسفه گفتهاند : « ماده و صورت در انواع مادى نيازمند و محتاج يك ديگرند » همين نكته است كه اجزاى ماهيت در خارج موجود به يك وجود مىباشند . وقتى اثبات شد جنس و فصل موجود به يك وجوداند ، دانسته مىشود كه تركيب ماده و صورت در انواع مادى ، تركيب حقيقى است و چون اجزاى مركب حقيقى محتاج و نيازمند يك ديگرند ، ماده و صورت نيز در خارج نيازمند يكديگر خواهند بود . )
آن گاه پس از بيان اينكه تفاوت مركب حقيقى با ساير مركبات ، در آن است كه وحدت مركب حقيقى وحدت حقيقى است ، نتيجه مىگيريم كه تركيب ميان ماده و صورت - كه يك تركيب حقيقى است - اتحادى مىباشد ، نه انضمامى .