تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
فصل منطقى خاص‌ترين و معروف‌ترين لازمى است كه عارض بر نوع مىگردد . در حقيقت دشوارى دست‌يابى بر فصل حقيقى ، كه سازنده و نگه‌دارندهء نوع است ، موجب گرديده كه يكى از لوازم نوع ، به جاى فصل حقيقى ، در حدّ و تعريف به كار رود ؛ مانند ناطق براى انسان و صاهل ( شيهه كش ) براى اسب ، زيراناطق از نُطْق گرفته شده و مراد از نطق يا سخن گفتن است - كه يك كيف مسموع مىباشد - و يا فهم كليات ، كه نزد حكما كيف نفسانى به شمار مىآيد ؛ در هر حال « كيف » از اعراض است و عرض نمىتواند جزء سازنده و نگهدارندهء جوهر باشد ؛ همين طور در مورد صهيل ( شيهه ) . از اين رو ، گاهى كه لازم اخص يك نوع را ، مجموع دو يا چند چيز تشكيل مىدهد ، همان مجموع را به جاى فصل حقيقى قرار مىدهند ، مانند « حساسى كه با اراده حركت مىكند » كه مجموعاً فصل حيوان واقع مىشود و روشن است كه يك فصل حقيقى نيست ، زيرا فصل حقيقى - چنان‌كه گذشت - هميشه يك چيز است ، نه مجموع چند چيز . اما فصل اشتقاقى ، مبدأ و منشأ فصل منطقى است و در واقع همان فصل حقيقى مىباشد كه سازنده و نگه‌دارندهء نوع است ، مانند « روح انسانى داشتن » ، كه فصل حقيقى انسان است يا « داراى نفس صاهله بودن » [ يعنى روحى كه مبدأ صداى مخصوص اسب است ] كه فصل حقيقى اسب را تشكيل مىدهد ، شرح و تفسير

فصل منطقى

فصل منطقى عبارت است از « خاص‌ترين و معروف‌ترين لازمِ عارض بر نوع » . « 1 » توضيح اين‌كه : مفاهيم عرضىاى كه بر يك نوع حمل مىشوند ، برخى عرض
هامش
( 1 ) . البته فصل منطقى اصطلاح ديگرى نيز دارد ، كه در برابر فصل طبيعى و فصل عقلى مىباشد و آن عبارت است ازمفهوم « ذاتىّ مختص » ؛ نظير كلى منطقى كه در برابر كلى طبيعى و كلى عقلى است