معادل فارسى آن « اين همانى » است ؛ حَمْل در لغت به معناى بار و بارداشتن و بار كردن مىآيد .
اما در اصطلاح ، هوهويت و حمل هر دو به معناى اتحاد دو چيز است ؛ يعنى اتحاد دو امرى كه يك نحوه اختلاف و كثرت ميانشان برقرار است ، ولو به اعتبار . « 1 » البته بايد توجه داشت كه قوام هوهويت و حمل به همان اتحاد است و اعتبار كثرت و مغايرت تنها از آن روست كه يك نحوه دوگانگى به وجود آيد تا اين رابطه و نسبت ، كه تنها ميان دو طرف بر قرار مىگردد ، بتواند ميان آن دو برقرار شود .
در اينجا بايد يادآور شد كه هر يك از هوهويت و حمل ، گاهى به معناى « حكم به اتحاد دوچيز » بهكار مىروند ؛ يعنى حكم به اينكه « اين آن است » . در اين صورت ، حمل از معقولات ثانى منطقى خواهد بود ، زيرا حكم اختصاص به قضيه دارد ، كه از مفاهيم ذهنى است ؛ مثلًا در آنجا كه از صحت و عدم صحت حمل سخن به ميان مىآيد ؛ روشن است كه مقصودْ نفس « اتحاد دوچيز » نيست ، بلكه مراد « حكم به اتحاد دوچيز » است ، زيرا صحت و عدم صحت وصف حكم و تصديق است ، نه وصف واقعيت خارجى . « 2 »
هامش
( 1 ) . مرحوم آملى در درر الفوائد مىگويد : حمل و هوهويت دو اصطلاح دارد كه يكى اعم از ديگرى است . اصطلاح نخست آن همان مطلق اتحاد دو امر مختلف است و معناى اخص آن اتحاد دو امر در وجود و در هستى است ، كه شامل حمل شايع و حمل اولى هر دو مىشود ، زيرا در حمل اولى كه دوچيز اتحاد در مفهوم و ماهيت دارند ، قهراً اتحاد در وجود نيز دارند . مؤلف قدس سره در فصل چهارم از بخش اول ، در ضمن برهان دومى كه بر اصالت وجود آورده است ، به اين معناى دوم اشاره كرده است ؛ آنجا كه مىگويد : « فلم يتحقق الحمل الذى هو الاتحاد فى الوجود »
( 2 ) . در كلام مؤلف قدس سره هر دو اطلاق وجود دارد ؛ مثلًا در آنجا كه مىگويد : « لازمه صحة الحمل فى كل مختلفين بينهما اتحاد ما » مقصود معناى دوم حمل است و آنجا كه مىگويد : « لكن التعارف خص اطلاق الحمل على موردين من الاتحاد بعد الاختلاف » مقصود معناى نخست آن است