شرح و تفسير
گفتيم واحد عمومى ، چيزى است كه در عين وحدت ويگانگى ، امور متعدد و كثيرى را در بر مىگيرد ؛ يعنى يك چيز است كه اشياى گوناگونى را شامل است . واحد عمومى بر دو قسم است :
1 - واحد به عموم مفهومى ؛ يعنى يك مفهوم واحد كه كليت دارد و شامل افراد متعددى مىشود . اين خود بر سه قسم است :
الف : واحد نوعى و آن در جايى است كه مفهوم واحد مورد نظر تمام ذاتيات افراد ومصاديقش را منعكس مىسازد ؛ مانند انسان .
ب : واحد جنسى و آن در جايى است كه مفهوم واحد مورد نظر تنها قسمتى از ذاتيات افراد و مصاديقش را حكايت مىكند ؛ مثلًا حيوان يك واحد جنسى است .
ج : واحد عرضى ؛ واحد عرضى مفهومى است كه بيانگر ذات و ذاتيات مصاديق خودش نيست ؛ مانند رونده و خندان .
2 - واحد به عموم سِعى ؛ مانند وجود منبسط . وجود منبسط - كه به آن فيض مقدس ، نفس رحمانى ، لابشرط قسمى و موجود مطلق مقيد به عموم و اطلاقِ انبساطى نيز گفته مىشود - يك اصطلاح عرفانى است . مقصود از آن تجلى افعالى خداوند است ؛ يعنى همان ظهور ذات متعالى الهى در هر يك از مظاهر ماهيات امكانى ، كه هر يك با وجود خاص خود موجوداند . به ديگر سخن : وجودى است گسترده بر همهء ماهيات ، اعم از جواهر و اعراض .
واحد غير حقيقى و اقسام آن
والواحدُ غيرُ الحقيقىِّ : ما اتصفَ بالوحدةِ بعرضِ غيرهِ ، بأن يتحدَ نوعَ اتحادٍ مع واحدٍ حقيقىٍّ ؛ كزيدٍ وعمروٍ ، فانهما واحدٌ فى الانسان ؛ والانسانُ والفرسُ ، فانهما واحدٌ فى