تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
جهت مقدارش قابل انقسام مىباشد . شرح و تفسير اقسام واحد خصوصى يا واحد شخصى به شرح زير است : 1 - واحدى كه نه تنها به لحاظ وصف وحدتش انقسام‌پذير نيست ، بلكه به لحاظ موصوف به وحدت نيز قابل انقسام نمىباشد . اين خود داراى چند قسم است : الف : اين‌كه موصوف به وحدت همان خود وحدت باشد ، زيرا همان‌گونه كه وجود ، خودش ذاتاً موجود است ، وحدت نيز ذاتاً واحد است . پس در مورد وحدت ، وصف و موصوف يكى است . اين وحدت همان مبدأ اعداد است . ب : اين‌كه موصوف به وحدت خود وحدت نباشد و در عين حال داراى وضع باشد ، يعنى بتوان به آن اشارهء حسى نمود و مثلًا گفت : در طرف چپ يا راست است و يا بالا و پايين است ؛ مانند نقطه . نقطه چيزى است كه نه تنها از آن جهت كه واحد است ، انقسام‌پذير نيست ، بلكه به لحاظ خودش ، يعنى موصوف به وحدت نيز قابل انقسام نمىباشد ، زيرا فاقد بُعد وامتداد است و در عين حال داراى وضع است . ج : اين‌كه موصوف به وحدت خود وحدت نباشد و داراى وضع هم نباشد ؛ يعنى نتوان به آن اشارهء حسى كرد ، كه طبعاً غير مادى خواهد بود ، اما در عين حال نوعى تعلق به ماده دارد و اين همان نفس است ، كه خودش ، چون مجرد است ، غير قابل انقسام بوده و قابل اشارهء حسى نيز نمىباشد . د : اين قسم همانند قسم پيشين است ، با اين تفاوت كه موصوف به وحدت هيچ تعلقى به ماده ندارد و مجرد تام مىباشد . 2 - واحدى كه ، اگر چه به لحاظ وصف وحدتش قابل انقسام نيست ، اما به لحاظ طبيعت موصوف به وحدت ، قابل انقسام مىباشد و اين قسم نيز به نوبهء خود بر دو قسم است :
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 403 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى