تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
« واحدِ غير حق » خواهد بود ؛ مانند : يك انسان . شرح و تفسير امورى كه حقيقتاً متصف به وحدت مىشوند ، خود بر دو قسم‌اند . قسم نخست ذاتى است كه عين وحدت است ؛ يعنى عين وحدتِ عينى است ، نه عين مفهوم ذهنى وحدت . مقصود از وحدت عينى چيزى است كه شىء با آن واحد بالذات مىگردد و مانع وقوع كثرت در آن مىشود . چنين واحدى را واحد حق و وحدتش را وحدت حقه مىنامند . « 1 » واحدى كه عين وحدت است ، به گونه‌اى است كه كثرت هرگز در آن راه نخواهد يافت . يعنى چون وحدت عين ذات شىء است ، كثرت براى آن محال است . وحدتى كه صرف از هر حقيقتى از آن برخوردار است ، يك وحدت حقه است ، زيرا هر حقيقتى ، آن‌گاه كه صرف و محض باشد و هيچ خليطى نداشته باشد ، عين وحدت بوده و فرض كثرت در آن محال است . قسم دوم واحدى است كه وصف وحدت امرى زايد بر ذات او است ؛ يعنى چيزى است كه وحدت بر آن عارض مىگردد و در اثر عروض وحدت ، متصف به واحد مىشود ؛ مانند يك انسان ، يك ميز و يك صندلى .

يك نكته

آن‌چه در تفسير واحد حق آورديم ، مطابق با مطلبى است كه مؤلف قدس سره در اين‌جا و نيز در نهايةالحكمة آورده است و حاصلش آن است كه : اولًا : واحد حق ذاتى است كه عين وحدت عينى و خارجى است .
هامش
( 1 ) . در نهاية الحكمة آمده است : « وتسمى وحدته وحدةَّ حقةَّ » اما ظاهر عبارت بداية الحكمة آن است كه خود آن‌ذات ، « وحدت حقه » ناميده مىشود : « الثانى هى الوحدة الحقة » . روشن است كه هر دو تعبير بدون هيچ تجوز و مسامحه‌اى صحيح و دقيق است ، چه در اين‌جا واحد و وحدت يكى است