بداهت مفهوم واحد و كثير
وحدت و كثرت دو مفهوم بديهىاند ؛ يعنى از مفاهيمى هستند كه خود به خود و بدون نياز به معرَّف در ذهن مرتسم مىشوند . محقق سبزوارى در منظومهء فلسفى خويش دربارهء سرّ اينكه چرا مفهوم وحدتْ بديهى و بلكه از شناخته شدهترين و روشنترين مفاهيم است ، مىگويد :
الوحدةُ كمثلِ ما ساوَقَها * اعمُّ الاشياءِ فهى اعرفُها
« وحدت ، مانند مفهوم مساوقش ( يعنى وجود ) از عامترين مفاهيم است و لذا از روشنترين مفاهيم نيز به شمار مىآيد » .
در توضيح اين مطلب به اختصار مىگوييم : ملاك بداهت و بىنيازى يك مفهوم از تعريف ، همان بساطت آن مفهوم است . هر مفهوم بسيطى بديهى است و هر مفهوم بديهى بسيط است ، زيراتعريف عبارت است از تحصيل معرفت به ذات شىء و اين جز با تجزيه و تحليل مفهوم آن شىء به اجزا و عناصر اوليهء وى صورت نمىپذيرد .
تعريف در جايى است كه مفهومى تصور شده باشد . اما به نحو اجمال و سربسته ؛ آنگاه به وسيلهء تعريف آن مفهوم مجمل ، باز و گشوده مىگردد . حال اگر مفهومى بسيط باشد ، تصور آن هميشه به يك صورت خواهد بود ، يعنى اجمال و تفصيل در مورد آن راه ندارد . اجمال و تفصيل در جايى است كه مفهومى مركب باشد . به همين دليل است كه مىگوييم مفاهيم بسيط بىنياز از تعريف اند و بلكه تعريف كردن آنها امكانپذير نيست .
از طرفى مفاهيم عام ، بسيط مىباشند . يعنى مفاهيمى كه شمول و فراگيرى آنها به گونهاى است كه نمىتوان مفهومى عامتر از آنها در نظر گرفت كه به عنوان جنس براى آنها مطرح شود ، ناچار بسيط مىباشند . زيرا يك مفهوم ، اگر مركب باشد ، حتماً از يك جزء اعم ( جنس ) و از يك جزء ديگر مساوى ( فصل ) تركيب يافته است . از اين رو ،