تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
از مقدمهء ياد شده روشن مىشود كه تأثيرگذارى اسباب حقيقى ، كه همان علت تامهء فعل را تشكيل مىدهد ، به‌طور دائم و هميشگى است ؛ به گونه‌اى كه صدور فعل از آن و ترتب غايت بر آن ، حتمى و بدون تخلّف مىباشد . و قول به اتفاق در واقع از جهل به اسباب حقيقى و نسبت دادن غايت به غير صاحب غايت ناشى مىشود . « 1 »

اثبات غايت

وإذا كانَ كذلك ، فلو فُرضَ أمرٌ كمالىٌ مترتبٌ على فعلِ فاعلٍ ترتّباً دائميّاً لايختلفُ ولا يتخلفُ ، حكمَ العقلُ حكماً ضروريّاً فطرياً بوجودِ رابطةٍ وجوديّةٍ بينَ الأمرِ الكمالىِ المذكورِ وبينَ فعلِ الفاعلِ ، رابطةً تقتضى بنوعٍ من الاتحادِ الوجودىِ بينَهما ينتهى إليه قصدُ الفاعلِ لفعلِه ، وهذا هو الغايةُ . ولو جازَ لنا أن نرتابَ فى ارتباطِ غاياتِ الأفعالِ بفواعِلها مع ما ذُكر من دوامِ الترتبِ ، جاز لنا أن نرتابَ فى ارتباطِ الأفعالِ بفواعِلها وتوقفِ الحوادثِ والامور على
هامش
( 1 ) . اين بيان مأخوذ از كلام شيخ الرئيس در طبيعيات شفا ( فصل سيزدهم و چهاردهم از مقالهء نخست ) است . حاصل سخن شيخ‌الرئيس در آن‌جا آن است كه : اتفاق عبارت است از : « وقوع يك امر اقلى الوقوع يا متساوى الوقوع و اللاوقوع ، ولو بر حسب اعتقاد گوينده » . علت فاعلى را آن‌گاه اتفاقى گويند كه تأثيرش دائمى و يا اكثرى نباشد ؛ هم‌چنين غايت را وقتى به‌طور دائم و يا اكثرى بر فعل مترتب نگردد ، اتفاقى مىخوانند ، اما بايد دانست منشأ عدم صدور فعل از فاعل در موارد نادر ، آن‌جا كه فعل اكثرى است نه دائمى ، آن است كه فاعل ديگرى وجود دارد كه با آن معارضه مىكند . بنابراين نسبت فعل به آن فاعل ، نسبت معلول به علت تامه‌اش نخواهد بود ، چرا كه يكى از اجزاى علت تامه « عدم معارض » است . اما فعل نادر به آن‌چه فاعل اقلى التأثير گمان شده ، مستند نيست ، بلكه فاعل حقيقى آن ، چيز ديگرى است كه صدور فعل از آن دائمى و يا اكثرى مىباشد . هم‌چنين است فاعلى كه نسبت به صدور فعل و عدم صدور فعل حالت تساوى دارد . از اين‌جا دانسته مىشود فاعلى كه تأثيرش نادر است و يا تأثير آن مساوى است ، فاعل حقيقى آن فعل نبوده ، بلكه فاعل بالعرض آن است ، همان‌گونه كه غايتى كه به ندرت و يا در نيمى از موارد بر فعل فاعل مترتب مىشود ، غايت حقيقى آن فعل نبوده ، بلكه غايت بالعرض آن مىباشد . نتيجهء تحليل فوق آن است كه اتفاق در صورتى كه فعل با فاعل بالعرض و يا غايت بالعرض آن سنجيده شود ، به لحاظ آن‌كه اقلى الوقوع و يا متساوى الوقوع و اللاوقوع است ، صدق مىكند . پس اتفاق امرى عينى نيست كه علت چيزى و يا معلول چيزى باشد ، بلكه قوام آن به مقايسه ونحوهء خاصى از لحاظ مىباشد