تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
3 - امورى كه وقوعشان اقلى و نادر مىباشد ؛ مانند بچهء شش انگشتى ، كه به ندرت ديده مىشود . 4 - امورى كه وقوع و عدم وقوعشان مساوى است ؛ مانند نشسته بودن يك فرد و يا ايستاده بودن وى ، كه تقريباً به طور مساوى از آن شخص صدور مىيابند . امورى كه وقوعشان دائمى و هميشگى است ، از محل نزاع بيرون است ، زيرا استناد اين امور به علت ، و وجود رابطهء ضرورى و قطعى ميان فعل و غايت در اين موارد روشن و غير قابل مناقشه است . در دنبالهء بحث توضيح بيشتر در اين باره خواهد آمد .

در نظر دقيق همهء پديده‌هاى ممكن دائمى هستند

مدعاى ما آن است كه اگر دقت شود و هر پديده‌اى با آن‌چه علت حقيقى آن است ، سنجيده و با آن مقايسه شود ، روشن مىشود كه همهء پديده‌هاى ممكن از قسم نخست مىباشند ؛ يعنى امورى هستند كه صدورشان ازعلت وترتبشان بر فعلْ دائمى و هميشگى است . توضيح اين‌كه : امورى كه وقوعشان اكثرى است ، همانند پديده‌هايى كه وقوعشان دائمى است ، نزد عقل به‌طور حتم و بالضرورة داراى علت مىباشند ، چرا كه « الاتفاق لايكون دائمياً ولا اكثرياً » . تفاوت ميان امور اكثرى با امور دائمى فقط در آن است كه امور اكثرى معارضى دارد كه گاهى از تأثير علت جلوگيرى كرده و مانع تحقق آن پديده مىگردد ؛ مانند رطوبت كه گاهى از سوختن چوبى كه مجاور آتش است ، جلوگيرى مىكند . بر خلاف آن‌چه وقوعش دائمى است ، كه هيچ معارضى ندارد و چيزى مانع تحقق آن نمىشود . از آن‌جا كه تحقق نيافتن امر اكثرى در پاره‌اى از موارد ، به سبب وجود عامل معارض است ، در صورتى كه « عدم آن معارض » را شرط كنيم ، وقوع و تحقق آن دائمى
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 359 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى