مبادى كارهاى ارادى
براى پاسخ به اشكال فوق بايد گفت : افعال ارادى انسان سه مبدأ و سه منشأ دارد ، كه هر يك از آنها در طول يكديگر و مترتب برهم ، در تحقق فعلى كه صادر مىشود ، مؤثر باشد . ما ابتدا اين مبادى و فاعلهاى طولى را بيان كرده و نحوهء تأثير هر كدام را توضيح مىدهيم و آنگاه روشن مىسازيم كه هر يك از اين مبادى در هر فعلى كه ازآدمى صادر مىشود ، غايت مناسب با خود را دارد .
فلاسفه در مقام دسته بندى قواى وجود انسان گفتهاند : قواى وجود انسان از نظر كلى سه دسته است : قواى عامله يا كارگزار ، قواى شوقيه و قواى مدركه . اين قوا مبادى افعال اختيارى انسان مىباشند ، امّا نه در عرض يكديگر ، بلكه در طول هم ؛ يعنى قوّهء عامله مبدأ قريب فعل و قوهء شوقيه مبدأ متوسط و قوهء مدركه مبدأ بعيد فعل است .
قواى عامله : قواى عامله عبارت است ازنيروهايى كه در عضلات بدن پخش شده است ، كه مبدأ حركاتى در بدن مىگردد ؛ مثلًا بازوحركت مىكند ، انگشتانْ هر يك جدا جدا حركت مىكنند ، پاها حركت مىكند ، فك پايين حركت مىكند ، سر ، روى گردن حركت مىكند ، پلكها حركت مىكنند ، قلب و كبد و كليه و روده و معده همه حركاتى دارند . همهء اين حركات در اثر قوايى است كه به وسيلهء اعصابى - كه اعصاب حركت ناميده مىشود - در عضلات گذاشته شده است . اين قوا ، كه مبدأ حركاتى در اعضاى بدن مىباشند ، قواى عامله ناميده مىشوند . « 1 »
قواى شوقيه : قواى شوقيه عبارت است از مبدأ ميلها و تمايلات طبيعى يا اكتسابى كه در وجود انسان هست ؛ مثل ميل به خوردن ، پوشيدن و استراحت كردن . ميل به مقام
هامش
( 1 ) . قواى عامله بر دو دستهاند : بعضى از آنها تحت فرمان ارادهاند و برخى تحت فرمان اراده نيستند ؛ مثلًا حركات دست و پا و انگشتان تحت فرمان اراده هستند ، اما حركات قلب و معده و روده و امثال آنها تحت فرمان اراده نيستند . پس قواى عامله بر دو قسم است : ارادى و غير ارادى