فيشتاقُ إليها فيأتى بها ، و ما انتهتْ إليه الحركةُ حينئذٍ غايةُ للمبادى كلِّها .
و ربما كان تخيّلًا مع خُلقٍ وعادةٍ ، كالعَبَثِ باللحيةِ ، ويُسمّى « عادةً » ؛ وربما كان تخيّلًا مع طبيعةً ، كالتنفّسِ ، او تخيّلًا مع مزاجٍ ، كحركاتِ المريضِ ، ويُسمّى « قصداً ضروريّاً » ، وفى كلٍّ من هذه الأفعالِ لمباديها غاياتُها ، وقد تطابقتْ فى أنّها : « ما انتهتْ إليه الحركةُ » ؛ و أمّا الغايةُ الفكريّةُ فليس لها مبدأٌ فكرىٌّ ، حتّى تكونَ له غايتُهُ .
ترجمه
و نيز برخى توهم كردهاند كه بسيارى از افعال اختيارى غايت ندارند ، افعالى چون :
بازى كودكان با انجام حركاتى كه هيچ هدفى از آن ندارند ، بازى با محاسن ، نفس كشيدن ، انتقال بيمار خوابيده به تخت از اين پهلو به آن پهلو ، متوقف شدن متحرك در مرحلهاى و بازماندش از غايت اصلى خود ، در اثر وجود مانعى كه او را از رسيدن به آن هدف بازمىدارد و مثالهاى ديگر .
اما حقيقت آن است كه هيچ يك ازموارد مذكور بدون غايت نمىباشند ؛ توضيح اينكه : در افعال ارادى ، يك مبدأ نزديك به فعل وجود دارد ، كه همان قوهء عامله و نيروى كارگزارى است كه بهطور گسترده در عضلات حضور دارد و يك مبدأ متوسط پيش از آن ، كه همان اشتياقى است كه اراده و تصميم را در پى دارد و مبدأ بعيدى كه پيش از اين دو موجود است ، همان علم و تصور كار به نحو جزئى و خاص است ، كه چه بسا تصديق به خير بودن فعل براى فاعل را در پى دارد .
هر يك از اين مبادى سهگانه غايت و هدفى دارند ؛ گاهى غايت مشتركى بين دو يا هر سهء آنها وجود دارد و گاهى نيز هر كدام غايت خاص خود را دارند .
حال اگر مبدأ اول - يعنى علم - فكرى باشد ، فعل ارادى ، يك غايت فكرى خواهد داشت و اگر تخيل بدون فكر باشد [ چند حالت مىتواند وجود داشته باشد ، به اين شرح كه : ] ممكن است تخيل تنها باشد ، كه بعد شوق به آن تعلق گرفته و سپس نيروى عامل
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 338
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٣٨