تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
[ كارگزار ] عضلات را به طرف آن تحريك كرده است و در اين صورت آن فعل « گزاف » ناميده مىشود ؛ به عنوان مثال گاهى كودك ، حركتى را در نظر مىآورد و بعد مشتاق به آن مىگردد و سپس آن را انجام مىدهد . در اين صورت آن‌چه حركت بدان پايان مىيابد غايت همهء مبادى خواهد بود . و ممكن است تخيل همراه با خوى و عادت باشد ، چون بازى با محاسن كه به آن « عادت » گفته مىشود و يا اين‌كه همراه با طبيعت باشد ، مانند نفس كشيدن يا همراه با مزاج باشد ، مانند حركات بيمار كه به آن « قصد ضرورى » مىگويند . در همهء اين كارها مبادى كار ، غايت خاص خويش را دارند و همگى اين غايات در اين‌كه منتها اليه حركت‌اند ، با هم مشترك مىباشند . البته در اين موارد ، غايت فكرى تحقق ندارد ، چرا كه فعل ، مبدأ فكرى ندارد تا آن مبدأ ، غايت فكرى خويش را داشته باشد . شرح و تفسير منكران علت غايى مىگويند : « 1 » در ميان افعال ارادى و اختيارى انسان ، افعال بسيارى يافت مىشود كه عبث و بيهوده خوانده مىشود . اينها افعالى است كه فاعل هدف و غايتى از انجام آنها در نظر ندارد و اساساً بيهوده و به معناى بى هدف و بىغايت مىباشد . مثال‌هاى اين‌گونه افعال در متن آمده است و نياز به توضيح ندارد . در اين موارد اگر از فاعل سؤال شود كه چرا چنين كردى ؟ هدف و غرض تو از انجام اين كار چيست ؟ پاسخى ندارد . در حالى كه حكما مدعىاند هيچ كارى درجهان بدون غايت و هدف نيست .
هامش
( 1 ) . آن‌چه در شرح اين قسمت مىآيد ، عمدتاً اخذ و اقتباس توأم با تلخيص و تنظيم و ويرايش مطالبى است كه درشرح مختصر منظومه ، ج 2 ، ص 79 ، ص 96 آمده است