در مورد فاعلهاى طبيعى كه افعالشان متوقف بر علم و ارادهء آنها نيست ، غايت همان چيزى است كه فعل بدان منتهى مىگردد .
حكماى الهى معتقدند هر يك ازانواع موجودات تكوينى مسير خاصى به سوى كمالات خويش دارند و يك رابطهء وجودى ميان آنها و آن كمالات برقرار است ؛ بهگونهاى كه در نهاد و طبيعت و سرشت آنها اقتضا و توجه و طلب آن كمالات نهفته است . انواع گوناگون موجودات ، شوق و اشتياق ذاتى به سوى كمالات خويش دارند و همين شوق و اشتياق است كه آنها را به سوى خاصى روانه مىكند و در جهت خاصى به راه مىاندازد .
يك دانهء سيب كه در زمين كاشته مىشود ، راه معينى را در پيش مىگيرد و به سوى هدف خاصى توجه دارد ؛ يك نطفهء حيوان نيز همينگونه است و همهء اشياى طبيعت مشمول اين قاعدهء عام و كلى هستند .
البته اين جهان مادى ، جهان كشمكشها و تزاحمها و برخوردهاست .
اين برخوردها چه بسا باعث شود برخى اشيا نتوانند مسير كمالى خويش را پيموده و به غايات خود دست يابند ، اما اين موانع و عوائق ، كليت و حتى غلبه ندارد ، چرا كه عنايت الهى مقتضى آن است كه هر نوعى را به كمال در خور آن نايل گرداند .
استاد مطهرى قدس سره در شرح مختصر منظومه ، بحثى جامع ومفصل دربارهء علت غايى دارد كه با نقل بخشى از آن مطالب ، اين فصل را به پايان مىبريم . آنچه نقل مىشود ، علاوه بر روشن ساختن اصل مسئلهء علت غايى و آنچه در اين فصل مطرح شد ، راهنماى خوبى براى مطالب فصل آينده و پاسخ به اشكالات وارد شده بر عموميت اصل عليت غايى نيزهست . ايشان مىگويد :
عقيدهء حكماى الهى اين است كه هر فعلى براى غايت و هدفى به وجود مىآيد . هر فاعلى كار خود را براى هدف و غايتى انجام مىدهد .
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 326
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٢٦