1 - فاعل طبعى يا بالطبع
فللفاعلِ أقسامٌ ثمانيةٌ : أحدُها : الفاعلُ بالطبعِ ، وهو الذى لا علمَ بفعلِهِ ، مع كونِ الفعلِ ملائماً لطبعِهِ ؛ كالنفسِ فى مرتبةِ القُوَى البدنيّةِ الطبيعيّةِ ، تفعلُ أفعالَها بالطبعِ .
ترجمه
بنابراين فاعل داراى هشت قسم مىباشد :
1 - فاعل طبعى : و آن فاعلى است كه آگاهى به فعلش ندارد ، ولى فعلش موافق با طبيعت اوست ، همچون نفس در مرتبهء قواى بدنى ، كه افعالش را به مقتضاى طبيعت انجام مىدهد .
شرح و تفسير
فاعل بالطبع يا فاعل طبعى ، به فاعلى گفته مىشود كه از دو ويژگى برخوردار باشد :
1 - اينكه فاعل به فعل خودش علم نداشته باشد . البته مقصود از علم ، علمى است كه مؤثر در فعل و دخيل در آن مىباشد . لذا مؤلف قدس سره در نهاية الحكمة اين قيد را آورده و گفته است : « الفاعل اما ان يكون له علم بفعله ذو دخل فى الفعل اولا و . . . » بنابراين ، علم انسان به ضربان قلب خودش ، منافاتى با فاعل طبعى بودن انسان نسبت به اين فعل ندارد زيرا اين علم تأثيرى در آن فعل ندارد .
2 - اينكه آن فعل ملائم با طبيعت فاعل بوده و به اقتضاى طبيعت صدور يافته باشد .
نفس در مرتبهء قواى طبيعى بدنى ، در صورتى كه از صحت و سلامت برخوردار باشد ، يك فاعل طبعى است ، زيرا نفس كارهايش را در اين مرتبه به مقتضاى طبيعتش انجام مىدهد . مقصود از قواى طبيعى بدنى - چنانكه شيخ در طبيعيات شفا تصريح