و به عبارت ديگر ، آيا در مورد عليت و معلوليت ، موجد وايجاد و وجود و موجود و به تعبيرهاى ديگر : جاعل و جعل و مجعول و مجعولٌله ، مُعطى و اعطا ومُعطى و مُعطى به ، چهار امر واقعيت دار است ، يا آنكه چنين نيست و بر فرض كه چنين نيست ، پس چگونه است .
ما ابتدا گيرنده و داده شده را در مورد علت و معلول در نظر مىگيريم و بررسى مىكنيم كه آيا ممكن است كه اين دو مفهوم ، دو واقعيت خارجى باشند ، يا نه ؟
مىبينيم اگر گيرنده ، يعنى ذات معلول ، قطع نظر از آنچه از ناحيهء علت دريافت مىكند ، واقعيتى بوده باشد ، لازم مىآيد كه آن معلول ، معلول نباشد . و به اصطلاح خلف لازم مىآيد ، زيرا به حسب اصل اولى و تعريف اولى ، ماعلت را به عنوان واقعيت دهنده به معلول شناختيم ؛ به اين معنا كه معلول واقعيت خود را ازناحيهء علت كسب كرده و اگر بنا شود آنچه معلول از علت كسب مىكند ، واقعيتى باشد و خود معلول يك امر واقعيت دار ديگرى باشد ، پس معلول واقعيت خود را از ناحيهء علت كسب نكرده است ؛ يعنى واقعاً معلول ، معلول نيست .
پس در مورد علت و معلول ، واقعيت گيرنده ، عين واقعيت داده شده است و اين ذهن ما است كه براى يك واقعيت عينى دومفهوم مختلف ( گيرنده - داده شده ) اعتبار مىكند .
براى مرتبهء دوم به بررسى مىپردازيم كه آيا آنچه ماآن را به عنوان افاضه وايجاد مىناميم ( دادن ) ، واقعيتى جدا از واقعيت داده شده دارد يا نه ؟ در اينجا مىبينيم اگر واقعيت « دادن » غير از واقعيت « داده شده » باشد لازم مىآيد كه ما وجود معلول ( داده شده ) را چنين فرض كنيم كه قطع نظر از افاضه و عمل علت ، يك واقعيتى است مستقل و كارى كه علت مىكند اين است كه با آن واقعيت مستقل ، اضافه و ارتباط پيدا مىكند و آن را بر مىدارد و به معلول مىدهد و البته اين فرض مستلزم اين است كه ما براى گيرنده نيز واقعيتى مستقل از واقعيت « داده شده » فرض كنيم و حال آنكه قبلًا ديديم كه اين فرض محال است .
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 279
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٧٩