تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
وجود خارجىِ ماهيت و يا وجود ذهنىِ ماهيت ندارد ، بلكه ماهيت خواه در خارج موجود باشد و خواه در ذهن موجود باشد بدان‌هامتصف مىگردد . ] مثلًا ماهيت انسان يك معنا دارد و امكان كه عارض « 1 » بر آن مىباشد معناى ديگرى ؛ هم‌چنين « چهار » يك معنا دارد و زوجيت كه عارض بر آن مىشود ، معناى ديگرى دارد . خلاصهء سخن آن‌كه : به حمل اولى ، تنها ماهيت بر خودش حمل مىگردد و در اين حمل ، هر چيز ديگرى كه بيرون از ماهيت باشد [ و جنس و فصل ماهيت به شمار نيايد ] از آن سلب مىشود . شرح و تفسير

تعريف ماهيت

چنان‌كه در بحث‌هاى گذشته بيان شد ، واژهء « ماهيت » مصدرى جعلى است كه از « ماهو » گرفته شده و در اصل « ماهويت » بود كه پس از مخفف شدن به صورت « ماهيت » درآمده و مرادف فارسىِ آن ، چيستى است . مفاهيم ماهوى امورى هستند كه ذات و ذاتيات مصاديق خود را منعكس مىكنند و نشان مىدهند كه اشياى خارجى « چه چيزى » هستند . از اين رو ، اگر به شىء خاصى اشاره كرده و بپرسيد كه « اين چيست ؟ » آن‌چه در پاسخِ صحيحِ اين پرسش آورده مىشود ، ماهيت آن شىء را تشكيل مىدهد . پس ماهيت همان چيزى است كه در پاسخ از سؤال « اين چيست ؟ » بيان مىشود و از اين‌رو ، مؤلف در تعريف ماهيت مىگويد : « الماهية مايقال فى جواب ماهو ؟ » . البته ماهيت معناى ديگرى نيز دارد كه از معناى ياد شده عام‌تر است . در اين معنا ماهيت عبارت است از هويت و حقيقت شىء . آن‌جا كه گفته مىشود : « الماهية مابه الشىء هو هو » مقصود بيان معناى دوم و عام ماهيت است .
هامش
( 1 ) . عوارض بر دو قسم است : الف ) عوارض ماهيت ؛ يعنى عوارضى كه بر ماهيت ، از آن جهت كه ماهيت است ، عارض مىشود . ب ) عوارض وجود ؛ يعنى عوارضى كه بر ماهيت به لحاظ وجودش عارض مىگردد