تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
صرف داشتن ، مجرد نباشد ، حضور چيزى نزد او معنا نخواهد داشت . بنابراين ، نفس تعقل كنندهء آدمى ، مجرد از ماده است و از طرف ديگر ، نفس آدمى جوهر است ، نه عرض . زيرا صورت نوعى جوهر بوده و چنان‌كه گذشت ، « 1 » صورت جوهر لزوماً جوهر خواهد بود . شرح و تفسير تاكنون دربارهء سه قسم از اقسام جوهر ؛ يعنى جسم ، ماده و صورت جسمى سخن گفتيم و در اين فصل به بررسى دو قسم ديگر ، يعنى نفس و عقل مىپردازيم . - چنان‌كه گذشت - نفس عبارت است از : جوهرى كه ذاتاً مجرد از ماده است ، اما در مقام فعل و كار وابسته به آن مىباشد . براى اثبات چنين موجودى بايد سه ويژگى به اثبات رسد ، يكى جوهر بودن ، دوم ، تجرد ذاتى از ماده و سوم ، تعلق فعلى به ماده . از ميان اين ويژگىها ، ويژگى دوم مهم‌تر است . در كتاب‌هاى فلسفى و نيز كتاب‌هاى كلامى ادلهء گوناگونى بر تجرد نفس اقامه شده است ، اين ادله به‌طور كلى بر سه دسته‌اند :

اقسام ادلهء تجرد نفس

يك دسته از ادلهء تجرد نفس آنهايى است كه با استفاده از رؤياهاى صادقه و احضار ارواح و خواب‌هاى مغناطيسى و نيز اعمال مرتاضان و كرامات اولياى خدا و امورى مانند آن ، تجرد نفس را اثبات مىكند . در اين دسته از براهين آن‌چه مهم است ، اطلاع انسان از اين وقايع و حوادث است ، كه البته امروزه امرى مسلم و قطعى است و حتى پاره‌اى از آنها موضوع پژوهش‌ها و تحقيقات علمى فراوانى قرار گرفته است . دستهء ديگر از ادله آن است كه در آنها از مقدماتى استفاده مىشود كه بايد در علوم
هامش
( 1 ) . ر . ك : فصل دوم