بر دو قسم است : تركيب حقيقى و اعتبارى . ويژگى تركيب حقيقى آن است كه :
وحدت ميان اجزا ، يك وحدت حقيقى و واقعى است ؛ يعنى از مجموع اجزا پديدهء جديدى به وجود مىآيد كه آثار خاص خود را دارد . به ديگر سخن ، مركب حقيقى واقعاً موجود واحد است ، نه آنكه مجازاً اين گونه بوده و در حقيقت متعدد و متكثر بوده باشد ، بر خلاف تركيب اعتبارى . تركيب ميان ماده و صورت نيز از اين قبيل است ، زيرا از مجموع آن دو ، ماهيت نوعى واحد - كه طبعاً داراى وجود واحد است - تشكيل مىشود .
توضيح مقدمهء دوم :
اگر اجزاى مركب حقيقى نياز وجودى به يكديگر نداشته و هر كدام مستقل از ديگرى باشد ، امكان ندارد كه از تركيب آن دو ، شىء واحد با وجود واحد پديد آيد ، بلكه مركبى كه اجزايش مستقل از يكديگر موجود توانند بود ، در واقع دو يا چند موجود ( بسته به تعداد اجزايش ) است ، نه يك موجود . به ديگر سخن :
آن مركب ، اعتبارى است ، نه حقيقى . چنانكه پيش از اين نيز بيان شد ، نيازمند بودن اجزاى مركب حقيقى به يكديگر نزد فلاسفه يك اصل بديهى است و احتياج به اثبات ندارد ، بلكه كافى است تصور روشنى از تركيب حقيقى داشته باشيم تا به اين مطلب اذعان كنيم .
دو نكته
1 - كسانى كه جسم را مركب از ماده و صورت مىدانند ، اگر چه اتفاقنظر دارند كه تركيب ميان آن دو ، تركيب حقيقى است - چرا كه همه معتقدند از تركيب آن دو ، ماهيت واحد - كه طبعاً وجود واحدى دارد - تشكيل مىشود - اما در اينكه آيا تركيب آن دو اتحادى است يا انضمامى ، اختلاف نظر دارند . غالب حكماى مشايى تركيب ميان آن دو را انضمامى دانستهاند . اما سيد سند شيرازى و پس از وى صدرالمتألهين و پيروان او تركيب ميان آن دو را اتحادى دانستهاند و مؤلف قدس سره نيز همين نظر را برگزيده است .