و صورت نيازمند ديگرى مىباشد ؛ هم ماده به صورت محتاج و نيازمند است و هم صورت به ماده احتياج دارد ، اما نحوهء نياز صورت و ماده به همديگر تفاوت دارد و اين نكته در طى بحث كاملًا توضيح داده مىشود .
چنانكه روشن است ، بحث پيشين ، ما را از بحث فعلى بىنياز نمىكند ، چرا كه تلازم ميان دو شىء ، اعم از نيازمندى و افتقار هر يك از آنها به ديگرى است ؛ چنانكه علت تامه و معلول ملازم يكديگرند ، اما علت تامه نيازى به معلول ندارد ، همچنين دو معلولِ يك علت ، ملازم با يكديگرند ، اما هيچكدام نيازمند ديگرى نيست ، بلكه هر دو محتاج شىء سومى - كه همان علت است - مىباشند . البته برهانى كه براى اثبات عدم انفكاك ماده از صورت در فصل پيشين بيان شد ، مبتنى بر نيازمند بودن ماده به صورت است و از اين جهت بخشى از مدعاى اين فصل ، مبناى اثبات يك قسمت از مدعاى فصل پيشين قرار گرفته است . از اين رو ، تقديم اين فصل بر فصل پيشين مناسبتر مىنمود ، اگر چه در اين صورت ، اساساً نيازى به انعقاد آن فصل نخواهد بود .
در هر حال ، مؤلف قدس سره نيازمندى ماده و صورت به يكديگر را با دو بيان اثبات مىكند ، كه نخستين آنها اجمالى و ديگرى تفصيلى است .
بيان اجمالى نيازمندى ماده و صورت به يكديگر
اين بيان مبتنى بر دو مقدمه است : 1 - تركيب ميان ماده و صورت ، يك تركيب حقيقى است . 2 - اجزاى مركب حقيقى نيازمند يكديگرند . در نتيجه ، ماده و صورت نيازمند يكديگر خواهند بود .
توضيح مقدمهء نخست
چنانكه پيش از اين به تفصيل گذشت ، « 1 » تركيب بهطور كلى
هامش
( 1 ) . ر . ك : فصل ششم از مرحلهء پنجم