ترجمه
جوهر مذكور همان مادهاى است كه در همهء موجودات جسمانى حضور دارد و به آن مادهء نخستين و هيولاى نخستين گويند .
سپس همين جوهر ، با پيوستن به صورت جسمى ، مادهاى را تشكيل مىدهد كه صورتهاى نوعيهء ملحق شونده به جسم را مىپذيرد و به آن مادهء دوم گويند .
شرح و تفسير
از آنچه تاكنون گفته شد ، دانسته مىشود كه « ماده اولى » جوهرى است مبهم و بدون تحصّل ، كه خود چيزى جز قوهء پذيرش فعليتهاى ديگر نيست . لذا « مادهء اولى » هرگز به تنهايى و بدون انضمام « صورت » به آن ، امكان تحقق ندارد . مادهء اولى از ضعيفترين درجهء وجود برخوردار است . « 1 »
نخستين صورتى كه به مادهء اولى ضميمه مىشود ، همان صورت جسميه است و اين دو در واقع ملازم يكديگرند و هرگز از هم منفك نمىشوند . اما در عين حال قدما معتقد بودند هرگز جسم مطلق وجود ندارد ؛ يعنى چيزى كه فقط جسم باشد و به صورت هيچ يك از عناصر يا مركبات نباشد .
بنابراين ، جسم ( هيولى + / صورت جسميه ) خود مادهء ثانيه براى صورتهاى نوعيهاى مىشود كه به آن ملحق مىگردد . نخستين صورتهاى نوعى ملحق به جسم ، همان عناصر است كه به عقيدهء قدما عبارتند از : آب و خاك و آتش و هوا . پس جسم ،
هامش
( 1 ) . و به همين سبب است كه صدرالمتألهين در پارهاى از موارد هيولى را « امرى عدمى » ناميده و در برخى از موارد آن را به عنوان سايهاى ياد كرده كه عقل براى موجودات جسمانى در نظر مىگيرد ، ولى وجود حقيقى ندارد ؛ چنانكه مفهوم « سايه » از روشنايى ضعيف انتزاع مىشود و وجودى وراى نور ندارد . ( ر . ك : اسفار ، ج 5 ، ص 146 ؛ و مبدأ و معاد ، ص 265 )