تعريف هر يك از اقسام جوهر
عقل :
جوهر عقلانى يا عقل ، جوهرى است كه هم ذاتاً مجرد از ماده است و هم فعلًا ؛ يعنى نه تنها در مقام ذات وابسته به ماده نيست و در ماده حلول نمىكند ، بلكه در مقام فعل نيز نيازمند ماده نمىباشد . عقل جوهرى است كه نه حالّ در محلّ ديگرى است ، نه خود محلّ براى جوهر ديگرى و نه مركب از حالّ و محلّ مىباشد ؛ يعنى ذاتاً هيچ وابستگى به ماده ندارد ؛ از سوى ديگر ، به هيچ نحو از جسم منفعل نمىشود و بدون واسطه در جسم تصرف نمىكند . جوهر عقلانى ، ابعاد مكانى و زمانى ندارد ، با حواس پنجگانه قابل ادراك نيست و هيچ تعلقى به موجود مادى و جسمانى ندارد . « 1 »
نفس :
نفس جوهرى است كه ذاتاً از ماده مجرد است ، اما در مقام فعل متعلق به آن مىباشد . مادهاى كه نفس در مقام فعل وابسته به آن است ، بدن ناميده مىشود . نفس بدون بدن كار انجام نمىدهد . رابطهء ميان نفس و بدن به گونهاى است كه نفس ، بدون واسطه در آن تصرف مىكند و تدبير آن را به عهده دارد و در عين حال از آن منفعل مىشود و اثر مىپذيرد . بسيارى از دردها و لذتها است كه به واسطهء تغيراتى كه در بدن رخ مىدهد ، بر نفس عارض مىگردد . نفس بدون بدن حادث نمىشود ، اگرچه ممكن است پس از پيدايش و حدوث ، تعلقش از بدن قطع شود و بدون بدن هم باقى بماند .
ماده :
ماده جوهرى است كه حامل قوه مىباشد . ماده جوهرى است مبهم و بدون فعليت كه در همهء اجسام ، اعم از اجسام فلكى و عنصرى ، موجود است . حيثيت ماده تنها حيثيت پذيرش و قبول است . خودش چيزى نيست جز آنكه پذيرندهء اشياى
هامش
( 1 ) . شايان ذكر است كه اطلاق « عقل » بر چنين موجودى ، ربطى به عقل به معناى قوهء ادراك كليات ندارد ؛ كاربرد واژهء عقل دربارهء آنها از قبيل اشتراك لفظى است