تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
نيست كه مادهء قابلى وجود داشته باشد و آن‌گاه قوه و استعداد آن ماده تخصص يابد تا آمادهء پذيرش فرد خاصى از آن ماهيت گردد - كه طبعاً در اين صورت تحقق يك فرد خاص و تشخص يافتن ماهيت در آن فرد نيازمند مخصصاتى خواهد بود كه استعداد خاصى را در آن ماده به وجود آورد - بلكه به علت فاعلى بسنده مىكند و همان براى موجود شدنش كافى است ( انها مكتفيه بالفاعل ) و احتياجى به مادهء پيشينى كه حامل امكان استعدادى آن باشد ، ندارد ، بلكه به صرف امكان ذاتىاش موجود مىگردد ( توجد به مجرد امكانها الذاتى ) . اما در مورد انواع مادى قضيه به گونه‌اى ديگر است . اين انواع مىتوانند افراد و اشخاص متعدد وگوناگونى داشته باشند . تشخص اين‌گونه ماهيات به واسطهء عوارض مشخصه‌اى است كه بر آنها عارض مىشود و عمدهء اين عوارض عبارت است از أين ، متى و وضع . « 1 » البته بايد توجه داشت كه مشخِّص بودن هر يك از اين عوارض به اعتبار فرد خاصى از هر يك از اينها نيست ؛ يعنى چنين نيست كه فرد خاصى از مقولهء أين و يا متى و يا وضع تشخص دهنده به شىء باشد ، بلكه مقصود آن است كه طيف گسترده‌اى از هر يك از اين مقولات ، كه در طول زمان وجود يك فرد به مرور و به تدريج بر آن عارض مىشود ، تشخص دهنده به آن مىباشد ؛ مثلًا بچه‌اى كه به دنيا مىآيد ، از آغاز تولد نسبت خاصى با زمان دارد - يعنى فرد خاصى ازمقولهء متى براى آن حاصل مىشود - و آن به آن ، اين نسبت تغيير مىكند و تا هنگام مرگ ، طيف گسترده‌اى ازاين مقوله به تدريج بر او عارض مىشود . آن‌چه از عوارض مشخّصه محسوب مىشود ، همين طيف گسترده از مقولهء متى است ، نه تك تك اعراضى كه
هامش
( 1 ) . مرحوم آملى در درر الفوائد ج 1 ، ص 328 مىگويد : « تخصيص الاين و المتى والوضع بالذكر من بين الاعراض‌هو من جهة كون المشخص هوالاعراض الخاصة ، و هى منحصرة بالثلاثة المذكورة . قال الشيخان : « التشخص هو ان يكون للمتشخص معانٍ لا يشاركه فيها غيره ، و تلك المعانى هى الوضع والاين و الزمان ؛ فاما ساير الصفات و اللوازم ففيها شركة ، كالسواد والبياض »
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 117 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى