تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
تارة ، و بالوجود أخرى كان ممكنا ، فيفتقر إلى المؤثّر ، فإن كان مختارا فهو المطلوب ، و إن كان موجبا ، لم يتخلّف أثره عنه فيلزم قدم أثره لكن ثبت حدوثه ، فيلزم حدوث مؤثّره للتّلازم ، و كلا الأمرين محال . فقد بان أنّه لو كان اللّه تعالى موجبا ، لزم إمّا قدم العالم أو حدوث اللّه تعالى ، و هما باطلان ، فثبت انّه تعالى قادر و مختار ، و هو المطلوب . قال : و قدرته يتعلّق بجميع المقدورات ، لأنّ العلّة المحوجة إليه هي الإمكان ، و نسبة ذاته إلى الجميع بالسّويّة ، فيكون قدرته عامّة . أقول : لمّا ثبت كونه قادرا في الجملة ، شرع في بيان عموم قدرته ، و قد نازع فيه
شرح
است ] آن است كه امر حادث چون ماهيتش گاهى به عدم و گاهى به وجود متصف است ، ممكن مىباشد ، پس نيازمند به مؤثر [ و علّت ] است . حال ، اگر علتش فاعل مختار باشد ، مطلوب ثابت است ؛ و اگر فاعل موجب باشد ، اثر و معلولش از آن جدا نمىگردد ، و لازم مىآيد كه اثرش قديم باشد ، لكن ثابت شد كه اثرش حادث است [ نه قديم ] . بنابراين لازم مىآيد كه علت مؤثّر در آن نيز حادث باشد ، چون اين دو ملازم و همراه باهم‌اند [ و هرگز از هم جدا نمىشوند . ] و اين ، هردو ، محال است . پس روشن شد كه اگر خداى متعال فاعل موجب باشد ، لازم مىآيد كه يا عالم قديم و يا خداى متعال حادث باشد ، و اين ، هردو ، باطل است . پس ثابت شد كه خداى متعال قادر و مختار است ، و اين همان مطلوب است . متن : قدرت خداوند به همهء امور مقدور [ - ممكن ] تعلّق مىگيرد ، زيرا علتى كه شىء را نيازمند به قدرتى مىكند [ كه آن را پديد آورد ] همان امكان است ، و نسبت ذات خداوند به همهء امور يكسان است ، پس قدرت وى عامّ و فراگير مىباشد . شرح : چون ثابت شد كه خداوندفي الجمله قادر است ، مؤلف شروع كرد به بيان عموميت قدرت وى . حكيمان در اين امر مخالفت كرده‌اند ، آنجا كه گفته‌اند :
ترجمه و شرح باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 45 | العلامة الحلي / على شيروانى