تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
فإن كان في حقّه تعالى ، فإمّا من فعل قبيح فيكفي فيه النّدم و العزم على عدم المعاودة . أو من إخلال بواجب ، فإمّا أن يكون وقته باقيا فيأتي به ، و ذلك هو التّوبة منه . أو خرج وقته ، فإمّا أن يسقط بخروج وقته ، كصلاة العيد فيكفي النّدم و العزم ، أو لا يسقط فيجب قضاؤه . و إن كان في حقّ آدميّ ، فإمّا أن يكون إضلالا في دين بفتوى مخطئة « 1 » ، فالتّوبة إرشاده و إعلامه بالخطاء ، أو ظلما لحقّ من الحقوق ، فالتّوبة منه إيصاله إليه أو إلى وارثه أو الاتّهاب ، و ان تعذّر عليه ذلك فيجب العزم عليه .
شرح
در صورتى كه در حق خداى متعال باشد ، اگر در اثر ارتكاب فعلى قبيح باشد ، پشيمانى و تصميم بر عدم تكرار آن ، براى توبه كفايت مىكند . و اگر در اثر ترك واجبى باشد ، در صورتى كه وقت آن باقى باشد ، آن را [ در باقيماندهء وقت ] بجا مىآورد ، و همين توبهء از آن خواهد بود . و در صورتى كه وقت آن تمام‌شده باشد ، يا با تمام شدن وقتش ساقط مىشود ، مانند نماز عيد كه در اين صورت پشيمانى و تصميم [ بر عدم ترك آن در آينده ] كفايت مىكند ؛ و يا [ با تمام شدن وقتش ] ساقط نمىشود ، كه در اين صورت بايد قضاى آن را بجاى آورد . و در صورتى كه دربارهء حق آدمى باشد ، اگر مايهء گمراهى در دين با صدور فتوايى خطا باشد ، توبه‌اش هدايت فرد گمراه‌شده و اعلام خطا به اوست ؛ و اگر ستم نسبت به حقى از حقوق باشد ، توبه‌اش رساندن حق ضايع‌شده به صاحبش يا وارثش و يا جلب رضايت ايشان است . و اگر اين امر بر او متعذّر باشد ، واجب است كه عزم بر آن داشته باشد .
هامش
( 1 ) . خ ل : خطيئة .