و الدليل على وجوب المعرفة ، سندا للإجماع ، على وجهين : عقليّ و سمعيّ .
أمّا الأوّل فلوجهين : الأوّل ، أنّها دافعة للخوف الحاصل للإنسان من الإختلاف ، و دفع الخوف واجب - لأنّه ألم نفسانيّ يمكن دفعه - فيحكم العقل بوجوب دفعه ، فيجب دفعه .
الثاني ، أنّ شكر المنعم واجب ، و لا يتمّ إلّا بالمعرفة .
أمّا انّه واجب ، فلاستحقاق الذّمّ عند العقلاء بتركه .
و أمّا انّه لا يتمّ إلّا بالمعرفة ، فلأنّ الشّكر إنّما يكون بما يناسب حال المشكور ، فهو مسبوق بمعرفته ، و إلّا لم يكن شكرا .
شرح
دليل بر وجوب معرفت اصول دين ، كه در واقع مستند و مدرك اجماع يادشده مىباشد ، دوگونه است : عقلى و سمعى [ - شنيدارى ] .
امّا دليل عقلى ، بر دو وجه است : وجه نخست : معرفت به اصول دين بيمى را كه از اختلاف آراء و انظار براى انسان حاصل مىگردد ، بر طرف مىسازد ؛ و بر طرف ساختن بيم واجب است - زيراكه آن ، رنجى نفسانى است كه مىتوان آن را بر طرف ساخت - از اينرو ، عقل به وجوب بر طرف ساختن آن ، حكم مىكند . پس بايد آن را بر طرف كرد .
وجه دوم : شكر نعمتدهنده واجب است ، و اين جز با معرفت به وى تمام نمىگردد [ و تحقق نمىپذيرد ] .
امّا اينكه شكر نعمتدهنده واجب است ، به جهت آن است كه ترك آن موجب مىگردد كه آدمى نزد خردمندان ، سزاوار نكوهش گردد .
و امّا اينكه اين امر جز با معرفت به آن تمام نمىگردد ، به جهت آن است كه شكر بايد متناسب با حال مشكور [ - كسى كه شكرش بجا آورده مىشود ] باشد ، بنابراين بايد وى از پيش شناخته شده باشد ، و گرنه شكر نخواهد بود .