( قسم ) سوم : آب ايستاده است مثل [ آب ] حوض [ ها ] و ظروف و غديرهاى « 1 » باران ،
پس آن [ بر ] دو قسم است : يا به قدر كر است ، يا كمتر از آن است اگر به قدر كرّ است - كه هزار و دويست رطل عراقى باشد ، يا سه وجب و نيم طول و سه وجب و نيم عرض و سه وجب و نيم عمق باشد از وجب [ انسان ] مستوى الخلقه - نجس نمىشود مگر به تغيّر يكى از سه وصف آن به نجاست ؛
و اگر تغيير كرد يكى از اوصاف آن ، تمامش نجس مىشود ؛ اگر ما بقى به قدر كرّ نباشد ؛
و پاك مىشود به [ سبب ] ريختن يك كرّ آب بر آن دفعة واحدة ؛
و اگر به يك كرّ پاك نشد ، به كرّ ديگر ، و همچنين تا تغيّر زايل شود ؛
و اگر بيشتر از كرّ شد ؛ اگر آنچه متغيّر نشده به قدر كرّ هست ؛ كه همان متغيّر نجس مىشود و پاك مىشود به زوال تغيير « 2 » ؛
و اگر آن آب متغيّر بنفسه به تموّج با آب طاهر ممزوج شد ، پاك مىشود .
و تمام اين احكام وقتى بود كه آب ايستاده به قدر كرّ رسيده باشد ، و اگر كمتر از كرّ شد ، نجس مىشود به هر نجسى كه با آن ملاقات كند ؛ اگرچه نجاست ، تغيير وصف نشده باشد ، و پاك مىشود به انداختن يك كرّ [ آب ] بر آن دفعة واحدة .
( قسم ) چهارم : آب چاه است [ كه ] اگر به سبب نجاست متغيّر شد ، نجس است
و پاك مىشود به كشيدن از آن ، به حدّى كه تغييرش زايل شود ؛
و اگر متغيّر نشد به ملاقات نجاست ، نجس نخواهد شد .
اگر چه مشهور اصحاب [ قائل ] بر نجاستند و واجب دانستهاند نزح [ جميع ] را ، به اين ترتيب كه بكشند به جهت مردن شتر در چاه ، و ريختن منى در آن ، يا خون حيض و نفاس و استحاضه ، يا مسكر و فقّاع ، تمام آب چاه را .
و اگر كشيدن تمام [ آب ] ممكن نشد به سبب زيادتى آب ، چهار نفر تراوح كنند ؛ - كه از اوّل طلوع صبح تا ظهر دو نفر ، و از ظهر تا شام دو نفر ديگر بكشند - ؛ كه در يك روز پاك مىشود .
هامش
( 1 ) . آبگيرها .
( 2 ) . « و امتزاج با آب طاهر ، كه كرّ است » . [ شيخ محمّد على ] .