[ 3 ] و منى از هر صاحب خون جهنده ؛ اگرچه حلالگوشت باشد .
[ 4 ] و مرده از هر صاحب خون جهنده ؛ چه حرامگوشت باشد يا حلالگوشت
] 7 / B [
و بلكه اجزا مرده ؛ چه از زنده جدا شده باشد يا از مرده ، مگر چيزهايى كه حيات در آن حلول نكرده باشد - مثل پشم و مو و كرك و استخوان و ناخن - ، مگر آنكه اينها از نجس العينى باشد مثل سگ و خوك و كافر ؛
[ 5 ] و از جمله نجاسات ، خون است از هر صاحب خون جهنده ؛
[ 6 و 7 ] و ديگر سگ و ديگر خوك و اجزاى اين دو ؛
[ 8 ] و كافر اگر چه مظهر اسلام باشد ، و انكار ضرورى از ضروريات دين را كرده باشد عمدا ، به نحوى كه مستلزم انكار نبى صلّى اللّه عليه و آله شده باشد مثل خوارج و غلات ؛
[ 9 و 10 و 11 ] و ديگر مسكرات ، و عصير عنبى « 1 » بعد از آنكه به سختى به جوش آمده باشد ، و فقّاع ( كه شراب مخصوص است كه از جو معمول است ) .
امّا حكم نجاسات ،
پس واجب است ازالهء نجاست از رخت و بدن [ به ] هنگام نماز و هنگام طواف يا دخول در مساجد ؛ و واجب است ازالهء آن ، از ظرفى كه محلّ استعمال است .
و امّا نجاسات معفوّه « 2 » ،
از آن جمله خون قروح و جروح است به شرط آنكه اين خون منقطع نشده باشد ؛ خواه در جامه باشد يا بدن ؛
و معفوّ است خون كمتر از درهم بغلى از دم مطلق مسفوح ، به شرط آنكه آن خون مجتمع باشد ، و اگر متفرّق شد به قسمى كه اگر آنها را جمع كنند به مساوى يك درهم نشود ، محلّ خلاف است . و اين عفو وقتى است كه از دماء ثلاثه و خون نجس العين نباشد - مثل سگ و خوك و كافر - . و معفوّ است نجاست آنچه [ كه ] به تنهايى نماز با آن تمام نباشد ، مثل بند زير جامه و جوراب و كلاه و شبه اينها ؛ اگر در محل خود باشند ولو آنكه به غير از خون نجس شده باشد .
و در طهارت واجب است عصر - كه فشردن جامه باشد - مگر از نجاست بول طفل شيرخوار از براى زنى كه تربيت بچه را مىكند ؛ كفايت مىكند براى او كه در
هامش
( 1 ) . قبل از ذهاب ثلثين . [ شيخ محمّد على ] .
( 2 ) . بخشيده شده .