وجه باشد با قصد قربت . و جايز نيست نيّت رفع حدث ، و جايز است قصد استباحهء دخول در نماز .
و در نيّت ، استدامهء حكميه معتبر است .
كيفيت تيمّم آن است كه دو دست خود را بزند به خاك ؛ پس مسح كند به دو دست ، پيشانى خود را از محلّ روييدن مو
] 6 / A [
تا طرف بلندى بينى ؛ پس مسح كند ظاهر دست راستش را از بند دست تا سر انگشتان با دست چپ ؛ و همچنين چپ را از بند دست تا سر انگشتان با دست راست .
و اگر تيمّم بدل از غسل باشد ، تعدّد ضرب ، لازم « 1 » است كه يك دفعه به جهت رو بزند ، و يك دفعه به جهت دو دست .
و واجب است در تيمّم ، ترتيب و استيعاب محلّ - كه تمام اجزاى ممسوح ، ماسح به آن برسد - .
و لازم نيست در تيمّم ؛ بلكه در وضو ، طهارت غير محلّ طهارت .
و اگر آب نيافت و تفحّص هم نكرد و تيمّم كرد ، پس آب پيدا كرد در بار خود ، يا پيش رفقاى خود ، اعاده كند طهارت را به آن آب .
و اگر كسى فاقد الطهورين شد - كه نه آب دارد نه ما يصحّ عليه التيمّم « 2 » - نماز از او ساقط است ، و قضا هم ندارد .
و نقض مىكند تيمّم را آنچه ناقض است وضو و غسل را ، به علاوه آنكه اگر تيمّم كرد و بعد آب پيدا كرد ، و متمكّن است از استعمالش ، در اين صورت تيمّمش مىشكند ؛ پس اگر بعد از تيمّم ، آب را پيدا كرد و هنوز مشغول نماز نشده كه [ در اين صورت ] مشغول طهارت با آب شود ؛ و اگر مشغول نماز شده كه تكبيرة الاحرام گفته ، نماز را تمام كند ( و احتياطا اعاده كند ) .
و مباح مىشود با تيمّم ، آنچه مباح مىشد با طهارت مائيه .
و نمازهايى كه با تيمّم كند بعد از پيدا شدن آب ، اعاده ندارد .
هامش
( 1 ) . « احوط » . [ شيخ محمّد على ] .
( 2 ) . آنچه كه تيمّم بر آن صحيح است .