ذمّى ، ديهء ذمّى [ مىباشد ] ؛ و در كنيز و غلام ، قيمت آنان لازم مىشود .
( خاتمه )
جنايتى كه در آزاد ، معيّن باشد در غير آزاد ، نسبت به ديهء خودش مىدهند و به آن نسبت ، ديهء او است .
( تتميم )
امام ، ولىّ كسى است
] 902 / A [
كه ولىّ نداشته باشد ؛ پس در عمد ، قصاص مىكند و در خطا و شبه آن ، ديه مىگيرد ؛ و نمىتواند عفو كند از قصاص و عفو .
( اكمال )
در صورت تعدّد جنايت ، ديه هم متعدّد مىشود ؛ اگرچه جانى ، متّحد باشد ؛ ولى اگر جنايات او سرايت به نفس او كردند يا پيش از خوب شدن جنايات كشته شدند ، تداخل مىشود با ديهء نفس .
[ اين خلاصهء تمام آن چيزى بود كه در اين كتاب افاده كرديم ، و هر كس مطالب بيشترى را همراه با ذكر فروع و ادلّه و ذكر اختلافات بخواهد ، رجوع كند به كتاب ما « منتهى المطلب » ؛ زيرا آن كتاب به حدّ غايت رسيده و از نهايت درگذشته است .
و هر كس كه فروع و ادلّه و اختلافات را در حدّ متوسّط بخواهد ، رجوع كند به افادات ما در كتابهاى « التحرير » يا « تذكرة الفقهاء » يا « قواعد الأحكام » يا كتابهاى ديگر ما .
و خداوند براى هر خيرى موفّق بدارد ، و حمد از آن خداوند ربّ عالميان است ] .
تمام شد [ ترجمه ] از منّت يزدان جاويد در شب هجدهم ماه رجب المرّجب در سال هزار و سيصد و هيجده از هجرت پيغمبر خاتم صلّى اللّه عليه و آله ، و الحمد للّه ربّ العالمين .