تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
بالغ باشد و ؛ عاقل و ؛ مختار و ؛ آزاد باشد . و مرد و زن در آن مساويند . و در شرط بودن اين كه هر اقرار در مجلس خاصى باشد ، دو قول [ موجود ] است . و اقرار گنگ ، به اشاره قبول است . و اگر كسى نسبت داد كه با زنى زنا كرده‌ام ، ثابت نمىشود ؛ مگر به چهار [ مرتبه ] اقرار [ كردن ] . و به واسطهء نسبت به زن ، حدّ مىخورد على اشكال . « 1 » و اگر اقرار به حدّى كرد اجمالا ، و بيان نكرد آن را ، به او بزنند تا بيان كند ؛ يا زدن او به صد تازيانه برسد . و اگر اقرار كرد به چيزى كه موجب رجم بود و بعد انكار كرد ، حدّ ، ساقط است ؛ و ساقط نمىشود به انكار ، چيزى كه موجب رجم نباشد ، بعد از اقرار . و اگر بعد از اقرار ، توبه كرد ، مخيّر است امام در اقامهء حدّ بر او يا عدم آن - جلد باشد يا رجم - . و هرگاه زنى كه شوهر نداشت آبستن شد ، موجب زنا نيست . و خواهش ترك حدّ و فرار نمودن و امتناع از حدّ كردن ، قائم مقام توبه نمىشود .

دوم : بيّنه است

و در آن ، چند چيز شرط است : [ شرط ] ( اوّل ) : عدد ؛ و آن چهار مرد عادل ، يا سه مرد و دو زن [ مىباشد ] ؛ و اگر دو مرد و چهار زن شهادت دادند ، موجب جلد است نه رجم . و به كمتر از اين قبول نيست ؛ بلكه شهود را حدّ مىزنند به جهت تهمت بستن آنان ؛ و اگر در اين صورت شوهر يكى از شهود بود ، اقرب حدّ زدن آنان [ ثابت مىشود ] به جهت تهمت . [ شرط ] ( دوم ) : ديدن ادخال را ؛ پس اگر شهادت به زنا دادند بدون ديدن ، حدّ
هامش
( 1 ) . نك : غاية المراد ، ج 4 ، ص 188 .
إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 603 | العلامة الحلي / نعمتى / شيخ مهدى نجفى اصفهانى / مهدي المهريزي - محمد حسين الدرايتي