ترجيع و آواز بلند مطرب باشد ، اگرچه در
] 271 / B [
قرآن باشد - « 1 » ، و غناخوان ، و شاعر دروغگو يا [ شاعر ] هجو [ گوى ] مؤمن « 2 » ، يا تشبيب به زن معروف حرامى كن .
و استماع مزمار و نى و چنگ و دف ، مگر در [ جشن ] عروسى و ختنه و جميع آلات لهو و [ شخص ] حسود و دشمن مؤمن به شرط اظهار [ دشمنى ] ، و ابريشم پوشيدن مرد يا طلا پوشيدن « 3 » ، و قذفكنندهء پيش از توبه [ كه شهادت همگى ردّ مىشود ] .
و حدّ توبه در قذف « 4 » ، اين است كه اگر [ قذف ] دروغ بوده [ است ] ، تكذيب كند خودش را ؛ و اگر راست بوده [ است ] ، در ظاهر تخطئه كند خود را ؛ و اگر مقذوف « 5 » تصديق نمود ، يا قاذف « 6 » اقامهء بيّنه كرد ؛ قذف [ و گناه ] نيست .
( تتمّه )
نگاه داشتن شراب ، به جهت سركه كردن مانعى ندارد .
[ شرط ] پنجم : ولد الزنا نبودن [ است ] كه شهادت او حتّى در چيز كم ، مردود است .
[ شرط ] ششم : محلّ تهمت نبودن [ شاهد است ]
و آن از جهاتى [ صورتپذير ] مىشود ، ( از آن جمله ) :
[ 1 ] - اين كه شاهد جلب نفعى يا دفع ضررى از خود بكند ؛ چون شهادت [ دادن ] از براى شريك در آنچه [ كه با او ] شريك است ؛
و شهادت ذو الدين از براى محجور عليه ؛
و [ شهادت ] مولا از براى بنده [ اش ] كه مأذون در تجارت و مانند آن « 7 » از جانب خودش باشد ؛
هامش
( 1 ) . براى اطلاع بيشتر دربارهء ، معانى غنا و موارد استثناى آن ، نك : المكاسب ( شيخ انصارى ) ، ج 1 ، ص 285 - 314 ؛ رسالة في الغنا ( تقريرات علّامه سيّد محمّد باقر درچهاى به قلم مرحوم آية اللّه سيّد على اصغر برزانى ) ؛ نصوص و رسائل من تراث اصفهان العلمى الخالد ، ج 3 ، ص 303 - 344 ؛ رسائل غنا و موسيقى و الآراء الفقهيّة ، ج 1 ، ص 325 - 367 .
( 2 ) . در نسخهء ترجمه چنين آمده است : « يا هجو مؤمنگو » .
( 3 ) . استعمال طلا .
( 4 ) . تهمت به زنا زدن .
( 5 ) . كسى كه مورد تهمت واقع شده است .
( 6 ) . تهمتزننده .
( 7 ) . در مخطوطه : « شبهه » .