نمىخواهد شهادت بدهد ، شهادتش قبول است ، و حمل بر حرص بر شهادت نمىشود .
[ 5 ] - و از آن جمله پستى نفس است ؛ مثل سائل از دست مگر در كمى از موارد ، چون ضرورت ؛
و مثل مسخره و كسى [ كه ] كارى كند كه او را مسخره كنند يا ترك جميع مستحبّات كند .
( خاتمه )
نسب ، مانع شهادت نيست ؛ هرچند [ كه ] نزديك باشد مثل شهادت پدر براى پسر و به عكس ، و شوهر از براى زن و به عكس ، و برادر [ از ] براى برادر .
و مثل اين كه نسب مانع از شهادت بر ضرر نسب نيست مگر ولد بر ضرر پدر [ بنا ] به قولى . « 1 »
و دوستى ، مانع شهادت نيست ؛ هرچند شديد باشد .
و شهادت اجير و مهمان ، مسموع است .
فصل دوم : در [ بيان ] شروط خاصهء شهادت ( است )
و آن ، پنج چيز [ شرط ] است :
هامش
( 1 ) . برخى از أعلام شيعه كه اين قول را پذيرفتهاند ، عبارتند از :
الف : شيخ صدوق در المقنع ، ص 397 و الهداية ، ص 287 .
ب : پدر شيخ صدوق به نقل علّامهء حلّى در مختلف الشيعة ، ج 8 ، ص 509 ، م 84 .
ج : شيخ مفيد در المقنعة ، ص 726 .
د : شيخ طوسى در النهاية ، ص 330 و الخلاف ، ج 6 ، ص 297 ، م 45 .
ه : سلّار ديلمى در المراسم العلويّة ، ص 232 .
و : قاضى ابن برّاج در المهذّب ، ج 2 ، ص 558 .
ز : ابن حمزه طوسى در الوسيلة ، ص 231 .
ح : ابن ادريس حلّى در السرائر ، ج 2 ، ص 134 .
ط : محقّق حلّى در شرايع الإسلام ، ج 4 ، ص 119 .
ى : علّامهء حلّى در مختلف الشيعة ، ج 8 ، ص 510 ، م 84 و قواعد الأحكام ، ج 3 ، ص 498 .