تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥

مطلب دوم : در [ بيان ] آداب ( قضاوت ) است

( بدان كه ) چند چيز در آن [ - قضاوت ] ، مستحبّ است : ( اوّل ) : آن كه مسكن او [ در ] وسط شهر باشد . ( دوم ) : اعلام كردن [ به مردم ] ، به آمدن او . ( سوم ) : نشستن او علانية [ - آشكارا ] . ( چهارم ) : پشت به قبله نشستن او . ( پنجم ) : استفسار كردن قاضى ، حال شهر را از اهل شهر . ( ششم ) : ابتدا كردن او به گرفتن حجّت‌ها و وديعه‌ها را از قاضى سابق معزول . ( هفتم ) : سؤال كردن او از سبب حبس محبوسين ؛ و حاضر كردن غرماى آنان ؛ و تأمّل در صحّت و فساد سبب حبس ؛ و اگر غريمى از براى آنان پيدا نشد ، بعد از اظهار ، محبوس را رها كند . ( هشتم ) : سؤال [ كردن ] از اولياى يتيمان و عمل دربارهء آنان ، به آنچه سزاوار است از قبيل عزل يا ضمّ كردن كسى ديگر يا طلب ضامن از آنان يا ابقاى آنان . ( نهم ) : سؤال [ كردن ] از امين‌هاى حاكم و از گمشده‌ها ؛ و فروختن آنچه [ كه ] بايد فروخت ، از آن گمشده‌ها ؛ و [ تسليم ] مالى كه يك سال تعريف شده [ است ] ، اگر آن را طلب كرد . « 1 » ( دهم ) : حاضر كردن علما را در مجلس حكم ؛ تا اگر خطا كرد ، او را ملتفت كنند . و اگر [ از روى ] خطا ، تلف كرد ضمان ، بر [ عهدهء ] بيت المال است .

( فائده )

ظالم از ميانهء دو خصم ، اگر رجوع نكرد از ظلم مگر به تعزير ، تعزير شود .

( و در قضا ، چند چيز مكروه است ) :

( اوّل ) : دربان گذاردن در حال قضا .
هامش
( 1 ) . در نسخه « اگر معرف آن را طلب به او دادن » ، بدل « اگر آن را طلب كرد » است .
إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 555 | العلامة الحلي / نعمتى / شيخ مهدى نجفى اصفهانى / مهدي المهريزي - محمد حسين الدرايتي