تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦
( دوم ) : حكم كردن در حال غضب و گرسنگى و تشنگى و غصّه و خوشحالى و درد و حبس بول و غايط و خواب . ( سوم ) : متولّى شدن خريد و فروش را از براى خودش . ( چهارم ) : ادّعا كردن خودش . ( پنجم ) : گرفته و عبوس بودن . ( ششم ) : نرم بودن . ( هفتم ) : معيّن كردن او ، جماعتى را كه شهادت بدهند . ( هشتم ) : مهمانى كردن يكى از مترافعين را با شفاعت كردن نزد خصم ، بر اسقاط يا ابطال دعوا . ( نهم ) : متوجّه ساختن خطاب خود را به يكى از خصمين ، دون خصم ديگر . ( دهم ) : حكم كردن در مساجد دائما [ بنا ] به قولى ؛ « 1 » و اگر دائما نبود ، مكروه نيست . ( يازدهم ) : خطا و سهو جستن
] 461 / B [
و ايرادات متفرّقه كردن ، به شهود عارفين صلحا . ( دوازدهم ) : اگر از شهود ، ريبه‌اى براى قاضى حاصل شد ، تفريق كند ميان آنان و از آنان ، استشهاد كند .

( خاتمه )

حرام است بر قاضى ، رشوه گرفتن ؛ و رشوه دهنده هم معصيت مىكند اگر غرض او حكم [ كردن ] به باطل باشد ؛ و واجب است بر گيرندهء [ رشوه ] ، كه ردّ كند ؛ و اگر تلف شد ، ضامن است .

مقصد دوم : در [ بيان ] كيفيت حكم است

( و در آن ، مسائلى [ چند ] است ) : [ مسئلهء ] ( اوّل ) : وقتى حاضر شدند دو خصم نزد قاضى ، مساوى كند ميان
هامش
( 1 ) . فتواى محقّق حلّى در شرايع الإسلام ( ج 4 ، ص 66 ) چنين است .
إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 556 | العلامة الحلي / نعمتى / شيخ مهدى نجفى اصفهانى / مهدي المهريزي - محمد حسين الدرايتي