متفاوت بودند ، از آن سببى كه مانع سبب ديگر است ، ارث مىبرد ؛ مثل پسرعمويى كه برادر باشد .
[
851 / B
مسئلهء ] ( پانزدهم ) : در اين طبقه از براى هر يك از زوج ، و زوجه نصيب اعلا است ؛ و از براى اخوال ، نصيب خودشان است . و داخل مىشود نقص بر عمومه ؛ پس از براى زوج ، نصف است ، و از براى خالو ، ثلث است و از براى عمو ، سدس است .
( تتمّه )
اگر جمع شد زوج با عمومه ؛ از براى زوج ، نصف است ؛ و از براى عمومهء مادرى ، ثلث است ، و از براى عمومهء پدرى ، سدس است . و همچنين است حكم خؤوله ، و اگر جمع شد زوج يا زوجه ، با اولاد خؤوله نيز در حكم جمع شدن با خود خؤوله است .
فصل چهارم : در [ بيان ] ميراث ازواج است
و در آن ، مسائلى [ چند ] است :
[ مسئلهء ] ( اوّل ) : از براى زوج ، با عدم ولد از براى زوجه ؛ اگرچه نازل باشد ، نصف است ؛ و اگر [ به ] غير [ از ] زوج ، وارثى نباشد - حتى ضامن جريره - ، ردّ مىشود بر زوج [ بنا ] به قولى ، « 1 » و بر امام [ بنا ] به قول ديگرى . « 2 » و اگر وارث ديگر داشته باشد كه از او است ، و اگر ولد باشد - هرچند نازل باشد - ، از براى زوج ، ربع است .
[ مسئلهء ] ( دوم ) : از براى زوجه با عدم ولد ؛ - اگرچه نازل باشد - ربع است ؛ و اگر غير از زوجه ، وارثى نباشد - هرچند ضامن جريره - ، ردّ بر او مىشود با غيبت امام ؛ و اگر امام حاضر است ، ردّ بر او مىشود [ بنا ] به قولى . « 3 »
و سهم زوجه با وجود ولد - اگرچه نازل باشد - ثمن است . و اگر چهار زن داشته باشد ، در ربع يا ثمن مساويند .
هامش
( 1 ) . براى اطلاع از تفصيل اين مسئله و قائلين آن ، نك : غاية المراد ، ج 3 ، ص 573 - 582 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . همان .