نشود [ مگر سائبه را ] « 1 » .
[ مسئلهء ] ( سوم ) : ارث نمىبرد ضامن جريره ، مگر با نبودن هر وارث سببى و نسبى حتى معتق ؛ و اگر يكى از زوجين بوده باشد ، زيادى نصيب او ، از ضامن [ آن ] جريره است .
[ مسئلهء ] ( چهارم ) : اگر ضامن جريره هم نباشد ، ارث از [ آن ] امام است ؛ و ارث نمىبرد امام ، مگر با نبودن هر وارث نسبى و سببى ؛ و امير المؤمنين عليه السّلام هر وقت اين ميراث را مىگرفت ، به فقراى شهر خود و ضعفاى [ از ] همسايگانش ، تبرّعا عطا مىفرمود . « 2 »
[ مسئلهء ] ( پنجم ) : در غيبت امام با فقد وارث ، قسمت مىشود در [ ميان ] فقرا و مساكين ؛ و اگر از ظالمى بترسند به او بدهند .
[ مسئلهء ] ( ششم ) : هر كه مرد و وارث ندارد - هرچند [ كه ] حربى باشد - ارث او ، از [ آن ] امام است .
[ مسئلهء ] ( هفتم ) : هرچه وامىگذارند اهل شرك ، از خوف مسلمين ، بدون جنگ ، از امام است .
مقصد دوم : در [ بيان ] موانع ارث است
و آن ، پنج چيز است :
اوّل : كفر است ؛ پس ارث نمىبرد ذمّى و حربى و مرتدّ از مسلم ؛ ولى مسلم ، از كافر ارث مىبرد . و اگر از براى كافر ورثهء كفّار و ورثهء مسلمانى باشد ، ارث او از [ آن ] وارث مسلم است ؛ اگرچه [ آن وارث مسلم ] ، دور باشد چون ضامن جريره ، و [ آن وارث ] كافر ، نزديك باشد چون اولاد .
و اگر وارث مسلم نداشته باشد ، كافر از او ارث مىبرد به شرط آن كه ميّت ، كافر اصلى بوده باشد .
هامش
( 1 ) . عبارت درون كروشه از متن ارشاد است و بخشى از عبارت مخطوطه به جهت برش صحّافى خوانا نمىباشد .
( 2 ) . نك : الكافي ، ج 7 ، ص 169 ، ح 1 و 2 ؛ تهذيب الأحكام ، ج 9 ، ص 387 ، ح 1382 و 1383 .