تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 534

مساهمون:

ص٥٣٤
است كه مرد ، دو قسمت زن مىبرد ؛ و متقرّب به پدر ، حقّى ندارد . [ مسئلهء ] ( دهم ) : اولاد عمو [ و عمّات ] و خالو [ ها ] و خاله [ ها ] ، هر كدام نصيب آن كه را كه به واسطهء او خويشند ، مىگيرند ؛ پس ، از براى اولاد عموى مادرى ، سدس است بالسويّه ؛ و از براى اولاد دو عمو يا زياده ، ثلث است كه هر كدام نصيب پدرشان را مىبرند بالسويّه ، و باقى ، از پسرعموها يا عمّه‌هاى ابوينى است [ كه ] هر كدام نصيب آن كه را كه به واسطهء او خويشند ، مىگيرند و از براى مرد ، دو قسمت زن است ؛ و اگر پسر يا پسر عمّهء ابوينى نباشد ، ابى [ - پدرى ] تنها همان قدر مىبرند ، كه از براى مرد ، دو قسمت زن است ؛ و همچنين است اولاد خالو و خاله . [ مسئلهء ] ( يازدهم ) : عمومهء ميّت و عمّه‌هاى او و خالوها و خاله‌ها و اولاد - آنان اگرچه پايين بيايند - مانع مىشوند از ارث عموهاى پدر ميّت و عمّه‌هاى او و خالوها و خاله‌ها و عموهاى مادر و عمّه‌هاى او و خالوهاى او و خاله‌هاى او را ؛ بلى اگر عمومه و خؤولهء و اولاد آنان از طرف پدر نباشند ، از عمومهء پدر و مادر ميّت و خؤولهء آنان و اولاد آنان است ؛ اگرچه پايين بيايد . [ مسئلهء ] ( دوازدهم ) : هر بطنى ، اگرچه پايين بيايد ، مانع بطن بالا است ؛ مثلا پسر پسر عمو ، أولى است از عموى جدّ . [ مسئلهء ] ( سيزدهم ) : اگر جمع شدند عموى پدر و عمّهء او و خالو و خالهء او و عموى مادر و عمّه و خاله و خالوى او از متقرّب به واسطهء مادر ، ثلث است بالسويّه و از خالوى پدر و خالهء او ، ثلث دو ثلث است بالسويّه و باقى از [ آن ] عموى پدر و عمّهء او است ؛ كه از مرد ، دو قسمت زن است ؛ پس قسمت صحيح مىشود از صد و هشت قسمت ، به جهت آن كه اصل فريضه سه است ؛ دو ثلث از [ آن ] اقرباى پدر ، و چون در آن ثلث دو ثلث است ، مخرج نه است ، و يك ثلث از اقرباى مادر است ، و يك ثلث بر چهار ، قسمت نمىشود ، [ پس ] مخرج ثلث را در چهار مىزنيم و دوازده مىشود ، پس در نه تاى اوّلى مىزنيم [ كه ] صد و هشت مىشود . [ مسئلهء ] ( چهاردهم ) : اگر جمع شد دو سبب متساوى از جهت ارث بردن در يك شخص ، از هر دو جهت ، ارث مىبرد ؛ مثل پسرعموى پدر ، كه پسردايى مادر باشد ، و پسرعمويى كه شوهر باشد ، و عمّهء پدر كه خالهء مادر باشد ؛ و اگر دو سبب