حقّش ساقط مىشود .
[ مسئلهء ] ( چهارم ) : قائم مىشود متقرّب به پدر ، مقام متقرّب به ابوين ، با نبودن متقرّب به ابوين ؛ و از براى مرد آنان ، دو قسمت زن [ هايشان ] است .
[ مسئلهء ] ( پنجم ) : اقرب به يك درجه اگرچه از يك جهت مانع [ از ] ابعد است ، اگرچه قرابت او از دو جهت باشد ، مگر در يك مسئله كه محلّ اجماع است ، و آن ، آن است كه پسر عموى ابوينى ، مانع است عموى پدرى را ؛ و اگر با عموى پدرى و پسر عموى ابوينى ، خالويى يا عمّهاى باشد ، يا عوض عمو ، عمّه باشد ، يا عوض پسر عمو ، دختر عمو باشد ، اقرب ، أولى است و مانع ابعد است .
[ مسئلهء ] ( ششم ) : از براى خالو است تمام تركه ؛ اگر منفرد باشد ؛ و همچنين از براى دو خالو يا زياده ، و خاله يا زياده ، با تساوى درجه . و اگر تمام اينان جمع شدند ، مرد و زن ، يك قسمت مىبرند در وقتى كه نسبت قرابتشان مساوى باشد ؛ و اگر مختلف باشد ، از براى متقرّب به مادر ، سدس است اگر يكى باشد ؛ و ثلث است اگر زياده باشد ؛ و باقى از متقرّب به ابوين است [ كه ] از براى مرد ، دو قسمت زن ، و متقرّب به پدر ، چيزى ندارد ؛ ولى [ متقرّب به پدر ، قائم مقام متقرّب به ابوين است به وقت نبودن آنان همانند هيئت آنان ] « 1 » .
[ مسئلهء ] ( هفتم ) : اقرب ، اگرچه از يك جهت با ميّت خويش باشد ، مانع ابعد است ؛ اگرچه از دو جهت ، با ميّت خويش باشد .
[ مسئلهء ] ( هشتم ) : اگر جمع شدند اخوال و اعمام ، ثلث از براى خال يا خاله يا هر دو بالسويّه است ؛ و دو ثلث از [ آن ] عمو يا عمّه يا هر دو است .
[ مسئلهء ] ( نهم ) : اگر جمع شدند اخوال
] 851 / A [
متفرّق از حيث قرابت ، با اعمام متفرّق از آن حيث ؛ از براى خالى كه متقرّب به مادر است ، سدس ثلث است ، اگر يكى باشد ؛ و ثلث ثلث است ، اگر بيشتر باشد ؛ و باقى ماندهء از ثلث ، از متقرّب به ابوين است بالسويّه و متقرّب به پدر ، حقّى ندارد ؛ و از براى عموهاى مادرى ، ثلث دو ثلث است بالسويّه ؛ و اگر يكى بود ، سدس دو ثلث است ؛ و باقى ، از عموى متقرّب به ابوين
هامش
( 1 ) . قسمتى از ترجمه در مخطوطه كه واقع در حاشيه مىباشد به جهت برش صحّافى خوانا نمىباشد ؛ لذا مطابق با آن ، عبارت ارشاد ، ترجمه و در كروشه قرار داده شد .